ابر
شرح حالی از امروز:
نمیدونم چطور رسیدم عربیو تموم کردم..رفتیم سر جلسه همون ربع ساعت اول اینقده ازمون انرژی رفت که نا نداشتیم صفحه دومو نگاه کنیم
کپ کردم...سوالاش شاید خیلی مشکل نبود اما خب اذیت میکردن سوالای بد مدلی بودن
از جلسه که اومدم دیگه مخم خاموش کرده بود قیافمو برعکس شده بود..دیگه نمیدونم کجو معوج را ه میرفتم یا نه
اولین نفری رو که دیدم از بچه ها مهتاب بود گفتم اووووووووووف اینا عربی بودن؟؟
رفتم پیش فاطی که صحیح کنیم گفت:من سرجلسه (فلانو بهمان)
من:-فاطی تورو خدا شرح حال نیا اعصاب ندارم بیا ببینم چی کردم
گفت نه خیلی من اعصاب دارم...بیچاره بدجوری زدم تو پرش ...خو چی کنم اعصاب نداشتم
آخرش معلوم شد۱نمره کم دارم...خوبه خدا رو شکر از خدا ممنونم(با اون مدلی که من خوندم ۱۹خیلی خوبه) و از خودم تقریبا شاکی..
اومدم خونه اینقده با محمد داداشم شوخی کردیم که دیگه داشتم میمردم از خنده
لواشکمو باهام شریک شد
گذاشتمش چادرمو بزنه سرش....!!!!!!!!
وایییییییییی اینقده خندیدم ازش عکسم گرفتم عین این شیطانه تو فیلم حضرت ابراهیم شده بود اولش وجدانا ازش ترسیدم ترسناک شده بود آخه چادرو میاورد دم دماغش اما با ژستایی که میگرفت فقط جاش بود که بخندی نه چیزه دیگه عکساشو که نشون ساجی دادم مرده از خنده گفت:کی اومده که اینقده ادا درآوردین شما...
برادرم خیلی باحاله خدا رو شکر تازه فقط نحندیدیم که تصمیم گرفتیم .نمیگم چه تصمیمی ولی ی تصمیم خوب...
یاد آقای چناری دبیر تقویتیمون افتادم که گفت:ی روز زنم خونه نبوده پاشدم مقنعشو زدم سرم!
ببینم اگه دختر بودم چه شکلی میشدم دیدم شدم خود جنی
کلاس منفجر شد
بعدشم گفت خدا میدونه کیو چی بیافرینه و هر جنسی چیزایی داری که مختص خودشه(هر چند الان بعضی پسرا کم از دختر نیستن)
بعد کلی خنده که یکم فکر کردم به این نتیجه رسیدم که چادر فقط برازنده ی دختره و به حرف معلمم رسیدم
اکثر دخترا با چادر خیلی زیبا تر و برازنده تر میشن اما ی لحظه فکر کنین که پسرا چادر بزنن
وای خدای من...تازه تصمیم گرفتم ی روز که حال داشتم من لباسا محمدو بپوشم ببینم چه شکل میشم
از تصورشم خندم میگیره...اما مسلما من به ضایعی اینکه ی پسر چادر بزنه نمیشم
بعد رفتم تو حیاط پیش طوطیم هرچی به بیشتر به طوطیم نگاه میکنم بیشتر میگم :قدرت خدا..
چقدر تنوع رنگ چقد زیبایی
...بعد چشمم فتادم به آسمون شاید ۱۰دقیقه به آسمون نگاه کردم ابرا کومولوس بودن عین پنبه دوس داشتم دسمو دراز کنم ببینم میشه ابرا رو گرفت
خیلی خدا بزرگه همه چیز نشانه ی خداس دریا آسمون حتی طوطی...اصلا ابر چیه چرا بوجود میاد چرا تغییر شک میده چرا حرکت میکنه چرا اصلا ابر وجود داره فایدشون قشنگیشون همش ذهنمو مشغول کرده بود..تاحالا به آسمون نگاه کرده بودم اما تا حالا به این قشنگی ندیده بودمش
یادمان باشد.....