شجاعت رزمندگان مسلمان(شهید کاوه)
یکی از دوستان و همرزمان شهید کاوه که از غیورمردان کردستان و جبهههای غرب بود، خاطرهای از حضور او در میان ضد انقلاب را چنین نقل میکند:
آخرین بار که از گردان کمک خواستم، فرمانده گردان گفت: بچههای سپاه سقز هر کجا که باشند باید الان برسند.
تنگ غروب، یک دفعه آتش ریختن ضد انقلاب قطع شد. طولی نکشید که هر کدامشان به طرفی فرار کردند، طوری که بقیه را خبر کنند، داد میزدند: چریکهای کاوه! چریکهای کاوه!
فرار ضد انقلاب باعث شده بود جان بگیریم و قد راست کنیم. نگاه کردم، دیدم یک گروه پانزده ـ بیست نفره روی ارتفاعات هستند؛ یک ماشین هم همراهشان بود که یک دوشکا روی آن بسته بودند. به محض اینکه گفتم: رفتند طرف سنته؛ رفتند تعقیب آنها. من هم دنبالشان رفتم، مسئول گروه به بزرگ روستا گفت: "آنها آمدند توی روستای شما، اسرا را هم آوردند همین جا، برو بهشان بگو اگر گروگانها را همین امشب آزاد نشن، کاوه خودش مییاد و آن وقت هر چه دیدند از چشم خودشان دیدند"، مامور روستا و چند نفر دیگر از اهالی به دست و پا افتادند و گفتند: "ما خودمان می ریم با آنها صحبت میکنیم، فقط شما یک ساعت مهلت بدین." ساعت هفت، هشت شب بود که ریشسفیدهای روستا، اسرا و آنهایی را که تسلیم شده بودند، آوردند و تحویلمان دادند.
منبع:فرهنگ نیوز
].jpg)
].jpg)
].jpg)
].jpg)
].jpg)
].jpg)
].jpg)
].jpg)
].jpg)
].jpg)
].jpg)
].jpg)
].jpg)
یادمان باشد.....