آزادی-شهید کریمی
آخ جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون مامان جون
امتحونا تموم شدن رفت امروز دینی آخری بود دادمش رفت ۲۰میگیرم .
نمیدونم چطور دینیو خوندم حالم خرا ب بود بدجور سرددر سرگیجه ..گفتم ی چند ساعت بخوابم شاید خوب شدم خوابیدم ساعت۳بیدار شدم گفتم انگار خوبم پاشم درس بخونم اما چشمتون روز بد نبینه این خوب بودن فقط مال موقعی بود که هنوز بلند نشده بودم
بلند شدم دیدم پام رو زمین نیس که انگار هیچی زیر پام نبود اصلا تعادل نداشتم داشتم میافتادم زمین که دوباره گفتم یکم دیگه بخوابم بلکه فرجی شد بازم خوابیدم ساعت ۵بیدار شدم هیچچچچچچچچچ فرقی نداشت بگین چی شد که خوب شدم ؟؟؟ابالفضل اومد خونمون
واییییییییییییییییییییییی من قربونش بشم خپل ...استغفروالله کم که میارم فحشش میدم
دیدمش سرحال شدم کلی باهاش بازی کردم آجی اعظم دوس داشت بمونه نموند اما قول داد ۵شنبه بیاد شب بمونه
انگار حکمت اومدن ابوالفضل این بود که فقط من خوب شم بعد رفتیم روضه اومدم خونه داشتم میخوندم نمیدونم چی شد دیدم ساعت ۶صبحه!!نگو خوابم برده حالا چه خاکی به سر کنم
۴مونده نصف ۶مونده درس ۷و۸وآیات۹هم موندن نمیدونم چطوری تمومش کردم هنوز باورم نمیشه ۲۰میشم
بعد امتحان اینقده شادی از خودمون در کردیم که نگوووووووووووو
انگار آزاد شدم دلم میخواد برم بازار دلم میخواد صاف برم خونه فامیلی دلم میخواد ..دلم خیلی چیزا میخواد
حالا خبر مهم...روزای آخر قبل امتحانا برنامه صبح باما بود مجریم من بودم منم درباره شهید علی رضا کریمی مطلب آماده کردم مطلبم اینقده خوبه خودم که داشتم تمرینش میکردم وسطاش میلرزیدم نمیتونستم ادامه بدم چه برسه رو صف...
اون هفته برنامه بهم خورد کلی ناراحت شدم که چرا؟یعنی اینقد بدم که شهید نخواد معرفیش کنم؟؟
امروز رفته بودم بگم خانوم این عکسای شهیدا رو بردارین بچه ها بی حرمتی میکنن خط میکشن
که گفت فردا شما برنام اجرا میکنین من از خدا خواسته گفتم باشه
چند وقت پیش که بازم بخاطر بهم خوردن برنامه ناراحت بودم کتابو گرفتم دستم همینطوری نگاه میکردم چند جمله ای دیدم که خیلی خوب بود و من نمیدونم چرا ندیده بودمش که بذارمشون تو متن اما الان میخوام برم دوباره درستش کنم تمرینش کنم..شاید حکمت بهم خوردن برنامه این بود که حتما باید این جمله ها اضافه میشدن....
الله اعلم...دوس دارین براتون متنمو بذارم؟؟
راستی اون دوستی که برام درباره افسری توضیح داده بودن آدرسی نذاشته بودن؟؟شما که گفتی اگه سوال دارم بیام وبتون اما آدرسیم نذاشتین بابا من کوه سوالم نکنه ترسیدین اینقدر سوال بپرسم که دیگه از زندگی خسته بشین؟به هر حال اگه مایل بودید برام آدرس وبتونو بذارین..ممنون
دوستان فعلا خداحافظ

یادمان باشد.....