سلام دوستای گلم..اینقده دلم براتون تنگ شده بود

شرمنده ی مدت نبودم و ممنونم از همه دوستای خوبی که تو این مدت بهم سرزدن الان باید سریع برم اما ایشالا تو ی فرصت مناسب به همشون سرمیزنم...

بچه ها دعا کنید من هرچه زودتر برم شلمچه شما دلتون پاکه..دیگه دارم تموم میشم اینقده دلم واسه اونجا تنگ شده که دارم میمیرم

اگه سریع نرم میمیرم خونم میافته گردن شهدا

 

یادتون میاد گفتم میخوام سر صف داستان شهید کریمی رو بخونم..میخواستم تو این آپ متنی رو که خوندم بذارم که چکیده ی کل کتابه..

اما الان متاسفانه نه وقتشو دارم نه برگه پیشمه یکی از بچه ها بردتش وقتی ازش گرفتم براتون میذارم

فعلا واسه خالی نبودن عریضه ی مطلب کوچیک از کتاب میذارم..ایشالا بعدا مفصل تر مینویسم

من خیلی شهید کریمیو دوس دارم منو هلاک خودش کرده حتی گاهی باهاش حرفم میزنم خیلی آدم عجیبی بوده

فراموش نمی کنم یکی از بستگان، خانواده ای بی قید و بند بود به مسائل دینی

بود. زن و دختر او قبل از انقلاب بی حجاب بودند. بعد از انقلاب هم مجبور بودند

روسری سرشان کنند.

با این حال این خانواده ارادت عجیبی به مش باقر(پدر قهرمان داستان ما)داشتند.

مرتب به ما سر می زدند یک بار آنها آمده بودند. همه داخل اتاق نشسته بودیم.

علیرضا در حالی که سرش پایین بود و به آنها نگاه نمی کرد شروع به صحبت کرد:

پیامبر گرامی اسلام می فرماید:خداوند مومن ناتوان را که دین ندارد دشمن می دارد

اصحاب می پرسند: مومن بی دین کیست؟

فرمودند: آنکه نهی از منکر نمی کند.

لذا من به عنوان وظیفه چند مطلب را عرض می کنم.

آن شب علیرضا به قدری زیبا صحبت کرد که نه تنها بر مهمانان

بلکه بر خود ما هم تاثیر داشت. هر آدم عاقلی این حرف ها را تایید می کرد. می گفت:

آدمی که نماز نمی خواند و خدا در زندگی اش هیچ جایگاهی ندارد

دلش را به چه چیز دنیا خوش کرده؟!

بعد هم از حجاب گفت:

 خداوندی که همه ما مطیع امر و فرمانش هستیم فرموده:

برای اینکه بنیاد خانواده از بین نرود، زنان با حجاب باشند.

حالا اینکه حجاب چه تاثیری در خانواده دارد به یکطرف

 اما رعایت حجاب عمل به دستور خداست!

آن شب علیرضای پانزده ساله به قدری زیبا صحبت کرد که

همه ما تحت تاثیر قرار گرفتیم .

دفعه بعد که آنها آمدند مادر و دخترانش چادر به سر کرده بودند. هر وقت هم که

علیرضا از جبهه به مرخصی می آمد حتماً به دیدنش می آمدند.

این خانواده بعد از گذشت سالها هنوز حجابشان را حفظ کرده اند این را

مدیون صحبت ها و برخورد خوب علیرضا می دانند....."

                                                               مسافر کربلا

                                                     

بچه ها جون فعلا خدانگهدارتون یادتون نره دعا کنید