بوی متعفن بوگیرهای شیطانی

یکی از این نماد‌ها در مصر باستان دو خط متقاطع (شبیه به حرف X) است که درآموزه‌های شیطانی مصریان نماد خضوع ، بندگی و پرستش شیطان ، و ظهور اوست .

بوی متعفن بوگیر‌های شیطانی

متاسفانه چند وقتی است که شاهد گسترش و اشاعه نماد های شیطانی و صهیونیستی در میهن عزیزمانمان هستیم ، نوع و گستردگی این نمادها و افزایش ضریب نفوذ آنها همزمان با گسترش پدیده شیطان پرستی و عرفانهای نو ظهور دیگر، خبر از فتنه ای بزرگ می دهد که موازین و چهار چوب دینی و اعتقادی ما را هدف گرفته است.

یکی از این نشانه ها حرف X  سفید رنگ در زمینه ی سیاه است  که شما حتما آنرا تحت عنوان بوگیر در زیر آینه خودروها مشاهده فرموده اید.

در ابتدای رواج این نماد شیطانی شفاف سازی های اندک و بعضا به لحاظ اپستمولوژیستی  نا درست از سوی برخی از جراید صورت گرفت و حقیر نیز تذکرلسانی در برخی از سخنرانی هایم در جمع دانشگاهیان را کافی قلمداد نمودم.

                                              
لیکن  گسترش بیش  از حد این نشانه و با توجه به اهمیت و مفهوم خاص آن  در کشور امام زمان (عج) حقیر را به نوشتن این جستار واداشت:

پیش از ظهور ، بروز و گسترش ادیان آسمانی و حتی هم زمان با آنها بنا به مستندات قطعی و محکم دینی ، تاریخی و حتی یافته های باستان شناسی متاسفانه انسانهایی ارتباط با اجنه به عنوان موجودی هوشمند راتجربه نمودند .

عموماً این افراد راجادوگران ، کاهنان و روحانیون مذهبی تشکیل می دادند که البته گفتنی است این نوع ارتباط کماکان نیز وجود دارد. چنان که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است :

"قالوا سبحانك أنت ولينا من دونهم بل كانوا يعبدون الجن أكثرهم بهم مؤمنون".

ترجمه: منزهى تو اى پروردگار از اين نسبتهاى ناروا ، ما (ملائکه) به هيچوجه با اين گروه ارتباط نداشته ايم ، تنها تو ولى ما هستى آنها ما را پرستش نمي كردند، بلكه جن را مى پرستيدند و اكثرشان به جنيان ايمان داشتند . (آيه 41 سوره سبأ)

 این مسئله در عموم تمدنهای بشری ازجمله هند و چین، یونان ، ایران ، رم ، مصر ، مایاها و.. به وضوح قابل شهود و رد یابی است تا جایی که بسیاری از الهه ها و خدایان الحادی باستان در واقع شیاطینی از جنس جن بودند(ایشتر ،ناگا ، مردوک و...)

یکی از این تمدن ها مصر باستان است و همانگونه که در مقاله "اسطوره های ماسونی مصر باستان" اشاره نمودم دستگاه فراماسونری به شدت تحت تاثیر آموزه های پاگانیستی و الحادی این تمدن قرار دارد.

 یهودیانی که در این سرزمین زندگی می کردند هنگام هجرت عظیمشان از مصر در زمان حضرت موسی(ع) تمام این سنت های کفر آمیز و جادو گونه را که "کابالا" نام داشت  به تدریج وارد دین جدید خود نموده و به مرور زمان چنان تحریفی در یهودیت ایجاد نمودند که زبان از بیان آن شرم دارد.

این شبکه و جریان سرطانی به رشد مخفی و زیر زمینی خود ادامه داد تا جایی که امروز با استفاده از نهاد ها و سازمانهای خود ساخته اش مانند فراماسونری ، ایلومیناتی ، باشگاه رم و... سیطره کامل برجهان پیدا کرده است و البته حقیر اعتقاد راسخ دارم که نفس های آخرینش را می کشد.

گفتنی است در میان تمدنهای بشری کمتر تمدنی همچون مصر نماد گرا و سمبولیک است و فراماسونری از این حیث وامدار مصریان باستان است.

یکی از این نماد ها در مصر باستان  دو خط متقاطع (شبیه به حرف X) است که درآموزه های شیطانی مصریان نماد خضوع ، بندگی و  پرستش شیطان ، و ظهور اوست .

کاهنان مصر باستان همیشه هنگام ادای احترام دستان خود را به صورت ضربدری در مقابل سینه شان می گرفتند و یا در نگاره ها و مجسمه های پادشاهان مصری (فراعنه) عموما آنها را با همین حالت مشاهده می فرمایید که به معنای احضار شیطان و بندگی و پرستش اوست.
          
                      
این نماد همراه با سایر آموزه های شیطانی کابالا(سنت شفاهی جادو و جن گیری ) نسل به نسل منتقل گشت تا اینکه در سال 1600 میلادی یک کابالیست و کیمیاگر آلمانی به نام JACOB BOMEH آنرا دوباره در اروپا باب نمود.


"بومه" که خود را کشیشی کاتولیگ معرفی می نمود !!! و در واقع از یهودیان آنوسی بود در سخنی عجیب اعلام داشت : من از تابش نور آفتاب در ظرف مفرغی حقیقتی را دریافتم که بسیار بسیار جذاب تر از ارتباط بین خدا و بشر و خوبی و بدی است. آری تابش نور آفتاب در داخل این ظرف فلزی حرفی شبیه X را بوجود آورده بود و "بومه" این اتفاق را گشوده شدن دروازه ورود ابلیس به دنیای مادی می دانست .

 پس از بومه این علامت به صورت مخفیانه و به شکل یک کد ارتباطی سالیان دراز در بین صهیونیستها ، کابالیستها ، فراماسونها و شیطان پرستان استفاده می شد تا اینکه اخیرا به صورت گسترده و علنی و تحت عناوین مختلف(فیلم ، بازی رایانه ای و...) از آن استفاده می شود و همانگونه که عرض نمودم این علامت نشان ظهور و احضار ابلیس و بندگی اوست . خود این مسئله (استفاده علنی از علامت X پس سالها مخفی کاری) خبر از طرحی شیطانی برای جهانیان دارد

              
آری ظهور شیطان و حکمرانی او بر انسانها و پرستیده شدن او از سوی ایشان.

لذا بدین جهت است که دستگاه شیطانی صهیونیزم تصمیم به استفاده آشکار از این نماد گرفته که این خود به معنای تجسم شیطان و آماده کردن جهان و جهانیان برای بردگی و بندگی اوست .

و آنگونه که نیک می دانید این مسئله  از نشانه های ظهور حضرت ولی عصر (عج) بوده و از ان دو برداشت می شود :

1- ظهور و تجسم شیطان به معنای رواج پرستش این ملعون رانده شده به صورت علنی (SATANISM) و گسترش اعمال شیطانی در بین انسانها (همجنس بازی ، جنگ و کشتار مردم بی گناه – سنت قربانی کردن انسان به صورت وسیع-  و ...)

2- لزوم برقراری نظم نوین جهانی که در آن به صورت فیزیکی شاهد حاکمیت شیطان بر جهان باشیم!(گفتنی است فراماسونها و شیطان پرستان سال 2012 را سال برقراری نظم نوین جهانی اعلام نموده اند )

شاید برای خوانندگان محترم جالب به نظر برسد که چرا حرف ایکس نماد اصلی متغیر مجهول در ریاضیات گشته است

عده ای بر این باورند که چون جن موجودی نا مرئی و مجهول است به همین جهت از حرف ایکس به جای متغیر مجهول استفاده شده است.

اما نتیجه تحقیقات حقیر در این زمینه چیز دیگری را نشان می دهد :

ریاضی دانان ایرانی علی الخصوص خوارزمی برای نشان دادن مجهول از کلمه "شی" مترادف "چیز" و به معنی ارزش عددی و متغیر مجهول استفاده می کردند .

برای نمونه برای نشان دادن رابطه جبری 2X+4X=12 (X=2) از عبارت جبری 2شی +4شی =   12 (شی = 2)  استفاده می نمودند ، پرتغالی ها هنگام ترجمه این متون از آن جهت که " شی" در زبان پرتغالی XI نوشته می شود به جای واژه شی از XI استفاده نمودند ، فرانسوی ها نیز هنگام ترجمه این متون از پرتغالی  به فرانسوی تنها به نوشتن حرف اول آن یعنی (X) اکتفا نمودند و اینگونه ایرانیان بنیانگذار این نماد در روابط جبری گشتند .

شاید هم  هردو دلیل توامان درست باشد.
                               
آری در حالی که بنا به تصریح قرآن کریم باید شعائر الهی را گسترش داد(ومن یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب) استفاده از نشانه های شیطانی به هیچ وجه قابل توجیه نیست و گناهی نا بخشودنی محسوب می شود و از این گناه نابخشودنی تر، گناه مسئولین فرهنگی ماست که دست روی دست گذاشته اند در حالی که  نشانه های ابلیس در کشوری که مطهر به خون شهداست ، توسط شیعیان امام زمان (عج) نا دانسته استفاده و ترویج می شود.

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت ولی عصر(عج) که صد البته نزدیک است.

نویسنده:علی اکبر رائفی پور

 

آمریکا دایه دلسوز تر از مادر سوریه

اين سؤال براي افکار عمومي دنيا مطرح است که چگونه دولتي که بيشترين سابقه کاربرد جنگ‌افزارهاي شيميايي عليه شهروندان کشورهاي مختلف جهان را در کارنامه خود دارد، دايه دلسوزتر از مادر براي مردمي شده که توسط تروريست‌هاي مزدور آمريکا در سوريه، قرباني سلاح‌هاي کشتار جمعي شده‌اند.

 

از اونجایی که کثافت کاریا و دورویی ها و عذر میخوام بی شرفی های آمریکا تمومی نداره از داغ دلم این پستو گذاشتم...اما بدلیل شکایت برخی دوستان از تصاویر پست قبل در مورد چین تمام مطلبو در ادامه گذاشتم عزیزانی که نمیتونن نبینن

ولی من میگم ببنید تا این شیطان بزرگ رو بهتر بشناسید و نتیجه ی حاکمیت غیرمعصوم بر جهان رو ببنید و بفهمیم رهایی از این وضع جز با ظهور اقا ممکن نیست...

این قاصم الشوکه المعتدین....

منبع:تروریسم حقیقی

ادامه نوشته

این بقیه الله؟

این حقیقت قرن 21، شرم بر این انسانها، خواهش می کنم این لینک رو بدین همه بخونن تا بفهمن تو چه دنیای کثیفی زندگی می کنن 

این یه داستان واقعیه از یه مقاله علمی تکان دهنده ای که تو چین منتشر شده، به همراه این خبر چند عکس نیز آمده است 

تو ایالت کانتون چین، سوپ گیاهی به همراه گوشت نوزاد سرو میشه که تبلیغات زیادی کردند که سلامتی و میل جنسی رو به طرز عجیبی بهبود می بخشه 

قیمت سوپ 4000 دلاره و یک کارخونه دار تو مصاحبه ای که کرده گفته تاثیر این سوپ خوشمزه رو به عینه دیده! 

این سوپ ترکیبی از مغذی ترین گیاهان، گوشت مرغ و جنین سالم انسانه که 8 ساعت آب پز یا بخارپز میشه! 

این کارخونه دار 62 ساله با همسر دومش که 19 سالش بود بعد دو هفته باز واسه سرو سوپ اومده بود و راضی بود از اینکه تونسته تو این دو هفته هر روز با همسرانش دیدار داشته باشه! 

یه روز زن و شوهری که دو دختر داشتند و بچه سومشون که جنین 5 ماهه بود و دختر تشخیص داده شده بود رو سقط کرده بودن اومده بودن واسه فروش! 

قیمت جنین فراوری نشده 2000 دلاره، اگه کسی حاضر به فروش جنین مرده نشه، جفت جنین  هم خریداری میشه، اما فقط 200 دلار .. 

توضیح :
 این سوپ تندرستی در واقع یه هشدار جدی و یه پشت پا به بشریته 
خواستگاه فعلی این حادثه چینه، عامل اصلی ایجور پدیده ها قانون تک فرزندیه، پولداراشون بچه پسر دوست دارن و فقیراشون دوست دارن حالا که دخترشون رو مجبورن سقط کنن به یه پولی برسن.

 

 

پی نوشت۱: **** تو روحشون صد رحمت به اعراب جاهلی اونا فقط دختر زنده به گور میکردن اینا دخترو پسر میکشنو میخورن اون موقع فقط فحش میدن به اعراب جاهلی..

پی نوشت۲:آقا کجایی..راست میگن زجرت از همه زجرا بیشتره...امـــــــــــــان از دل مهــــــــــــدی

منبع:دلتنگیه بی پایان

اجرا کننده حکم ارتداد سلمان رشدی که بود+عکس

مصطفی مازح جوان انقلابی عضو حزبالله لبنان، پس از صدور فرمان تاریخی حضرت امام(ره) مبنی بر

اعدام سلمان ‏رشدی، نویسنده كتاب موهن آیات شیطانی، خود را به محل اقامت این نویسنده مرتد در

لندن رساند و در حالی كه ....

اجرا کننده حکم ارتداد سلمان رشدی که بود+عکس

در ادامه مطلب بخوانید...

منبع:جنبش مصاف

ادامه نوشته

مراسم افطاری با میزبانی شیمون پرز

به گزارش"ادیان نیوز"، رسانه هاي لبناني و مصري از برگزاري مراسم ضيافت افطاري توسط "شيمون پرز" رئيس رژيم صهيونيستي و حضور تعدادي از چهره هاي عربي و فلسطيني در اين مراسم خبر دادند.

گفتني است انتشار خبر افطاری دادن "شیمون پرز" تعجب و حیرت مسلمانان و بسیاری از صاحب‌نظران مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی را برانگیخت.

واقعا از عجایب دنیای وارونه امروز می‌تواند دعوت یک مقام ارشد رژیم جنایتکار صهیونیستی از برخی از شخصیت‌ها (!) و سفرای برخی کشورهای اسلامی برای ضیافت افطار باشد. شیمون پرز به عنوان نمادی از خوی درندگی صهیونیست‌ها علیه مسلمانان که نام ننگین او با کشتار هزاران کودک، زن و مرد بی‌گناه مسلمان گره خورده، حالا میزبان برخی از چهره‌های مسلمان بر سر سفره افطار شده است!

از مقامات رژیم صهیونیستی که تفریحی جز ارتکاب به جنایت و کشتار مسلمان در اراضی اشغالی در طول بیش از نیم قرن گذشته‌ نداشته‌اند، توقعی جز این نمی‌توان داشت که با اینگونه اقدامات مشمئز‌کننده، سعی در پاک کردن ننگ ابدی جنایات وحشیانه خود داشته باشند؛ اما آیا واقعا می‌توان میهمانان چنین مراسمی که بر سر سفره افطاری شیمون پرز حاضر شده‌اند را “مسلمان” نامید؟! ادعای مسلمانی و هم‌سفره شدن با قاتل هزاران زن و کودک مسلمان و شخص جنایتکاری که مفتخر به شراکت در کشتار “صبرا و شتیلا” است!

البته با نیم نگاهی به جریانات اخیر کشور سوریه، باور این حقیقت تلخ چندان دشوار نخواهد بود؛ صحنه‌های جنایات اشخاص سفاکی که در قامت تروریست‌های اعزامی به سوریه و تحت عنوان مسلمانی و “جهاد” با نظام مردمی بشار اسد، دست به هر جنایتی زده و برای سردمدارن غربی ـ صهیونیستی خود خوش‌خدمتی می‌کنند.

احیاناً همان قماش از مسلمانانی که در سوریه حلقوم کودک و زنان بی‌گناه مسلمانان و مسیحیان سوری را می‌بُرند و فریاد کثیف “جهاد” بر می‌آوردند، حالا هم باید بر سر سفره افطاری جنایتکار صهیونیستی مانند شیمون پرز حاضر شوند و …/شيعه آنلاين

برای مشاهده تصاویر کلیک کنید

 

پی نوشت:شیمون پرز پر پر شدنتو ببینم ان شاالله 

خریت وهابیت تمامی نداره...

يکي از مفتيان سعودي به نام " الربيعي" که يدي طولاني در فتواهاي عجيب دارد، در فتوايي که بر صفحه ي شخصي خود در "تويتر" گذاشته مي گويد: زيارت اهرام مصر و مقبره هاي فراعنه و موزه هاي مصر باعث تقويت ايمان مي شود و هيچ مشکل شرعي ندارد و هيچ گونه شرکي محسوب نمي شود!

اين در حاليست که وهابيان زيارت اهل بيت (عليهم السلام) و کلا زيارت قبور را بدعت در دين مي دانند و آن را شرک مي خوانند و با اين بهانه خشونت در حق شيعيان را واجب ديني خود مي دانند.

شايان ذکر است که "اين مفتي چندي پيش نيز در صفحه "تويتر"خود و در موضعي خصمانه بر ضد سوريه، مردم اين كشور را به جهاد بر ضد حكومت سوريه فراخواند.وي در مطلبي در اين صفحه آورده است: براي وجوب جهاد نياز به شروطي است كه مهمترين آن درگيري بين اسلام و كفر مانند آنچه که امروز در سوريه وجود دارد،است که در اين حالت ديگر نياز به اجازه و فتواي كسي براي جهاد وجود ندارد"!


 

زیارت مصادیق آیه تطهیر شرک است؟زیارت فراعنه شرک نیست؟


پی نوشت:بقول یکی از عزیزان: بشود که بز آدم بشود/ نشود که الربیعی آدم بشود

 

منبع: سایت شبکه ولایت

چماق و هویج؟!؟!

دلیل اینکه آمریکا نتوانسته با ایران بر سر میز مذاکره بنشیند چیست ؟ در ابتدا باید گفت از ابتدای انقلاب تا کنون ایالات متحده همواره به دنبال اعمال سیاست چماق و هویج در مورد ایران بوده به طوری که از یک طرف طرف تحریم هایی را بر علیه لیرا اعمال می کرده و از طرفی برای فریب افکار عمومی صحبت از مذاکره کرده و این نوع نگاه نشانه این است که آمریکا هیچ وقت به دنبال مذاکره با ایران نبوده .

اصولا در روابط بین الملل اگر کشوری قصد دوستی و آماده شدن برای مذاکره با کشوری را داشته باشد ابتدا از سیاست تنش زدایی استفاده می کند به طوری که پالس های مثبتی را برای بهبود شرایط خصمانه با دادن امتیازاتی آغاز می کند و بعدگفتگو های انتقادی و بدور از تنش آغاز میگردد ، آنگاه است که بستر مذاکره آماده شده و طرفین رسما تقاضای مذاکره و دیدار می نمایند .

حال اگر بخواهیم به سیاست آمریکا در قبال ایران اشاره کنیم چیزی که عاید می شود اینست که ایالات متحده همواره پس از یک اقدام تنش زا یا اعمال یکسری تحریم های خصمانه اقدام به اعلام آمادگی برای مذاکره می کند و خود را اهل گفت و گو و مذاکره نشان می دهد و در واقع با نشان دادن چماغ که همان تحریم ها می باشد هویج دروغین مذاکره را در دست می گیرد و البته که برخی دافراد ساده اندیش نیز در داخل و خارج کشور این تصور را پیدا میکنند که آمریکا اهل تعامل و مذاکره است .

این در حالی است که مذاکره برای چانه زنی بر سر منافع ملی هر کشور و احقاق حقوق حقه آن است و هر کشوری که به پای میز مذاکره میرود می کوشد به بهترین وجه بتواند منافع ملی خود را حفظ کند .

در واقع اگر ایران در این شرایط مذاکره را بپذیرد یا باید ازمنطق چماق و هویج که همان عقب نشینی از اصول اساسی جمهوری اسلامی یعنی عدم دفاع از خط مقاومت ویا تعلیق کامل انرژی هسته ای و … است پیروی کند یا طرف آمریکایی اعلام می کند که ایران اهل مذاکره نیست و شروع به جو سازی رسانه ای می کند

 

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا،  اندیشکده آمریکایی بروکینگز در گزارشی آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر عالی ایران را «باهوش‌ترین» فرد در مقابل کشورهای غربی دانست.

در این مطلب که به قلم «ماورین کالب» و «مایکل او هانلون» به رشته تحریر درآمده مسئولیت کنگره آمریکا در بحبوحه هموار شدن مسیر جنگ با ایران مورد بررسی قرار گرفته است.

نگارندگان این مقاله ادعا کرده‌اند آمریکا در مسیر جنگ با ایران قرار دارد و تعهدات رئیس جمهور آمریکا مبنی بر جلوگیری از پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران را شاهدی بر این مدعا فرض کرده‌اند.

در گزارش بروکینگز انتخاب رئیس جمهور جدید ایران زمینه‌ساز حل و فصل موضوع برنامه هسته‌ای ایران دانسته شده است.

در ادامه این مقاله آمده است: «متأسفانه هیچکدام از ما دسترسی ویژه‌ای به فایل‌های محرمانه رهبر عالی ایران یا منابع نزدیک به وی نداریم. آیت‌الله علی خامنه‌ای شاید باهوش‌ترین دیپلمات در بازار [سیاسی] ایران باشد که تا کنون پای به مذاکرات هسته‌ای ایران گذاشته است؛ وی تنها در صورتی آماده توافق با معاهده‌ای قابل قبول است که اوباما امتیازی آبرومندانه اعطا کند.»

در ادامه این گزارش آمده است: «با این حال، بعد از سالها تلاش و مذاکره نشانه‌ای از اشتیاق در آیت‌الله خامنه‌ای برای موافقت دیده نمی‌شود.»

این گزارش می‌افزاید: «اگر اوباما هرگز تعهد اصلی خود برای جلوگیری از ساخت بمب اتمی توسط ایران مطرح نکرده بود با این بحران رو به گسترش روبرو نمی‌شدیم. اما او چنین کرده و ما با این بحران روبرو شده‌ایم، حالا چه باید کرد؟»

بروکینگز با اشاره به موردی از کارکرد کنگره آمریکا در سال 1966 که با برگزاری برنامه‌‌های آموزشی باعث شده بود حمایت عمومی از جنگ آمریکا در ویتنام از 63 درصد به 49 درصد کاهش پیدا کند، از کنگره آمریکا خواسته بار دیگر در مدیریت سیاست خارجی کشور ایفای نقش کند.

 منبع:خبرگزاری دانا

جوک سال.....نشستن بر صندلی حرام است

این مفتی در فتوای خود عنوان کرده از خطرناکترین مفاسدی که امت ما به آن دچار است شیئی است که آن را صندلی و یا کاناپه و ... می نامند و این شری عظیم است که دامن ملت ما را گرفته است، اجداد ما همگی بر روی زمین می نشسته اند، اگر صندلی مفید بود آنها هم از این وسیله استفاده می کردند!

 

به گزارش مصاف به نقل از شیعه نیوز، در یکی از عجیب ترین و غیر منطقی ترین فتواهای وهابیت، به تازگی یکی از مفتیان یمنی این فرقه به نام "عمر بن محمد بن سالم بن حفیظ" اعلام کرده: نشستن بر صندلی، مبل و مانند آن حرام است.

این مفتی در فتوای خود عنوان کرده از خطرناکترین مفاسدی که امت ما به آن دچار است شیئی است که آن را صندلی و یا کاناپه و ... می نامند و این شری عظیم است که دامن ملت ما را گرفته است.

وی در ادامه ی سخنان خود می گوید: اجداد ما همگی بر روی زمین می نشسته اند، اگر صندلی مفید بود آنها هم از این وسیله استفاده می کردند!؛ اینها وسایل غربی است و جدا حرام است.

جالب اینجاست که بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مکه، این مفتی وهابی از بین 500 شخصیت تاثیر گزار در سال 2011م، در مرتبه ی 37 قرار داشته است!

منبع:جنبش مصاف

نقد فیلم مرد عنکبوتی شگفت انگیز....

عنکبوت و نماد آن آنقدر اهميت دارد که در قرآن کريم ، يک سوره به اين نام ، نامگذاري شده است . در اين سوره با مطرح کردن موضوع آزمايش و امتحان الهي و تفاوت ميان اهل ايمان با اهل نفاق و کفر ، به داستان انبياء و رسالت آنها در برابر قومشان مي پردازد . سپس در آيه ي ۴۱ در مورد عنکبوت و وجه تمثيل آن مي فرمايد :

(مثل الذين اتخذوا من دون ا… اولياء کمثل العنکبوت اتخذت بيتاً و ان اوهن البيوت لبيت العنکبوت لو کانوا يعلمون ) ؛ « مثل آنان که غير از خدا را دوستان خود گرفتند ، مثل عنکبوت است که خانه اي براي خود بنياد کرد و اگر بدانند ، سست ترين خانه ها ، خانه ي عنکبوت است » .

در اين آيه به صراحت عنکبوت را نماد کساني معرفي مي کند که با غير از خدا دوستي کرده و بر غير او تکيه مي نمايند . در اين آيه عنکبوت به واسطه ي خانه ي سست و ضعيفي که دارد ، نماد سستي ، بي بنياني و آسيب پذيري مي باشد . از اين دو نکته مي توان نتيجه گرفت که هر دوستي و ارتباطي که با غير خدا باشد ، سست و ضعيف و بي بنيان خواهد بود ، که عنکبوت و خانه عنکبوت و تارهاي او نماد اين دوستي و رابطه ي با غير خداست .

يکي از روشهاي هاليوود در تغيير دادن ذهنيت مردم جهان نسبت به يک موضوع ، ساختن فيلمهايي است با آن مضامين ، که در آنها شخصيت ها و قهرمانان فيلم بر خلاف ذهنيت عمومي مخاطبان رفتار کرده و به مرور زمان ديدگاه مردم نسبت به آن پديده تغيير مي کند.

  در سال ۲۰۰۰ ميلادي پس از شکست اسرائيل از مقاومت اسلامي حزب الله لبنان ...

 

بقیه در ادامه مطلب....

 

منبع:

جنگ با جنگ نرم
ادامه نوشته

چرا 13بدر میریم بیرون؟جشن پوریم یهود و 13بدر ایرانیان چه ارتباطی با هم دارند؟13بدر جشن است یا عزای ع

جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.
سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)
نتانیاهو در جشن پوریم – ۱۹۹۹

در کتاب عهد عتیق درباره این داستان آمده است: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو “وشتی” را می‌طلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز می‌زند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط می‌کند و او را به دست جلاد می سپارد.

یهودیان که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارت‌شان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج استنکاف می‌کردند و این استنکاف موجب شده بود که «‌هامان» صدراعظم خشایارشاه علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر کند، البته یهودیان در برخی کتاب‌های خود می‌گویند: “مردخای” که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل ‌هامان نمی‌شود، او و اتباعش مورد غضب‌هامان قرار گرفته و تهدید به مرگ می‌شوند.

یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره می‌اندیشند و از این فرصت استفاده کرده و دخترکی یهودی به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی می‌کنند و به او نیز توصیه می کنند که یهودی بودن خود را پنهان کند.

 

استر، دخترک یهودی که با پنهان کردن هویت یهودی اش، به دربار خشایارشاه راه یافت و مقدمات کشتار ایرانیان را فراهم کرد

شاه سست عنصر نیز وقتی زیبایی او را می‌بیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون آنکه بداند او یهودی است و یا برادرزاده «مردخای» رهبر مذهبی یهودیان ایران است. اِستِر ملکه ایران می‌شود و با نقشه‌های «مردخای» عموی خود، صدراعظم خشایارشاه یعنی هامان را از تخت صدر اعظمی به زیر کشیده و بر دار می‌کند و به همراه ۱۰ پسرش به مرگ محکوم می‌کند.

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

ضیافت شام استر برای هامان در حضور خشایارشاه

در این ضیافت استر خواستار مجازات هامان بدلیل دشمنی با یهودیان شد

نقاش: ژان ویکتور (قرن ۱۷)

یهودیان حاکم بلامنازع دربار هخامنشی می‌شوند و البته آنان در برخی کتب خود آورده‌اند که ‌هامان در نزد مردخای توبه کرده است که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را می‌دهند. یهودیان چون بر بلاد ایران حاکم شدند، از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز، بیش از ۷۷  هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام شدند و در برخی نقل‌ها، این تعداد تا ۵۰۰ هزار نفر نیز عنوان شده است.

از آن زمان تا کنون، این روز به عنوان “عید یهودیان” زنده نگاه داشته شده و هر سال یهودیان سراسر جهان در این روز مراسم مختلفی از قبیل روزه گرفتن، برپایی جشن و پایکوبی، نوشیدن شراب و افراط در مستی، دادن هدیه به یکدیگر و … گرامی می دارند.

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

عید پوریم ۲۰۱۲

تل آویو  – بیت المقدس

اما در سرزمین های اشغالی، پوریم رنگ و بوی دیگری دارد که در ادامه و به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد.

واقعه تاریخی؛ هولوکاست ایرانیان به دست یهودیان

در زمان خشایارشاه، یهودیان جزء اقلیت های مذهبی ایران بودند و همواره سعی در نفوذ در دربار شاه ایران داشتند. هامان صدراعظم خشایارشاه بدلیل نافرمانی یهودیان از دستورات و قوانین پادشاهی، از عدم پرداخت مالیات و سرپیچی از فرمان پادشاه این قوم ابراز نگرانی می کند و پادشاه را در جریان توطئه های یهودیان قرار می دهد و  از پادشاه می خواهد تا پیش از آنکه این قوم علیه تاج و تخت شاه اقدامی کنند، با توطئه این قوم مقابله کند.

مردخای رهبر یهودیان آن زمان ایران سرانجام با دسیسه های فراوان و فرستادن یکی از دختران یهودی به دربار، او را جانشین شهبانوی ایران که به جرم سرپیچی از دستور گستاخانه خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی های خود برای حاضرین در دربار شاه برکنار شده بود، می کند.

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

مردخای و استر

نقاش: آرنت دی گلدر (قرن ۱۷)

با ورود “استر” دخترک جوان زیباروی یهودی به دربار، مردخای به راحتی نقشه های شوم خود را بوسیله استر و اغوای شاه ایران اجرا می کند. هامان نیز شاه را از توطئه مردخای آگاه می سازد و پادشاه دستور بر دار کردن مردخای را صادر می کند. اما استر که به شدت بر روی شاه سست عنصر تسلط یافته بود، با خائن جلوه دادن هامان و اینکه وی توطئه کشتن شاه را در سر دارد، هامان را بر دار می کنند.

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

وشتی، شهبانوی ایرانی
وشتی از دستور خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی هایش برای مهمانان شاه خودداری کرد و به دست جلاد شاه کشته شد

نقاش: ادوین لانگ (قرن ۱۹)

توطئه استر و مردخای با کشتن هامان پایان نمی پذیرد و  آنها حکم قتل هر ۱۰ پسر هامان را نیز از پادشاه ایران می گیرند و در قدم بعدی ۱۰ پسر هامان نیز کشته می شوند.

اوج دشمنی یهودیان با ایرانیان پس از کشتن هامان و ۱۰ پسرش آنجا بیشتر آشکار می شود که استر و مردخای با کشته شدن پسران هامان نیز راضی نشده و اجساد آن ها را در شهر بر دار می کنند تا میان ایرانیان رعب و وحشت ایجاد کرده و ناگفته سرنوشت دشمنان و مخالفان یهودیان را به نمایش بگذارند.

هامان به جز این ۱۰ پسر، یک فرزند دختر نیز داشت که پیش از کشته شدن، خود کشی می کند.

کشتار نیمی از جمعیت ایران

پس از کشتن هامان، یهودیان مهاجر ساکن در ایران که اینک در دربار نیز راه یافته بودند، به هجوم به شهرهای ایران، دست به قتل عام گسترده ایرانیان می زنند. در ۱۲۷ استان ایران آن زمان، طی دو روز بیش از ۷۷ هزار ایرانی – و به روایتی دیگر ۵۰۰ هزار نفر – کشته می شوند.

در کتب مربوط به یهودیان از جمله کتاب استر، یهودیان به کشتار ۸۰ هزار ایرانی اعتراف می کنند اما محققان مستقل این رقم را تا ۵۰۰ هزار نفر ذکر کرده اند.

در آن زمان ایران نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر جمعیت داشته و با احتساب ۵۰۰ هزار نفر، بیش از نیمی از جمعیت آن روز ایران به دست یهودیان قتل عام می شوند.

یهودیان با حمله به خانه های ایرانیان، مردان، زنان و کودکان را به قتل رسانده و بنا بر برخی از متون موجود اموال آن ها را نیز غارت می کنند. اما یهودیان در متون خود تنها به قتل عام ایرانیان اعتراف کرده و هرگونه غارت اموال آنان را تکذیب می کنند و آن را از افتخارات خود می دانند…!!

آیا پوریم با سیزده فروردین ایرانیان ارتباط دارد؟

گفته می شود این کشتار در روزهای ۱۳ و ۱۴ ماه آدار اولین ماه سال جدید انجام می شود و روز دوم کشتار به اصرار استر به خشایارشاه برای از بین بردن دشمنان قوم یهود ادامه پیدا می کند. براساس متون تاریخی، نحسی روز ۱۳ فروردین در میان ایرانیان و بیرون رفتن مردم از خانه ها ریشه در کشتار تاریخی ایرانیان داشته است.

پس از این قتل عام ایرانیان، یهودیان جشن و پایکوبی بر پا کرده و به شکرانه غلبه بر ایرانیان و ریختن خون دشمنان قوم یهود، آن را عید اعلام کرده و روزه می گیرند. مردخای از آن زمان به پیامبر این قوم و استر – دخترک فاسد یهودی که با تکیه بر این حربه به دربار شاه راه یافته بود – نیز به شخصیتی مقدس که مورد لطف خداوند است تبدیل می شوند. استر پس از آن کتابی می نویسد که تمام این وقایع را لطف و رحمت الهی و با اراده خداوندی توصیف می کند. این کتاب اکنون به کتاب مقدس یهودیان تبدیل شده است.

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

مقبره استر و مردخای یهودی در همدان

پوریم به معنای قرعه بوده و به اعتقاد یهودیان، این سرنوشت و تقدیر الهی بوده است و “قرعه” ای از جانب پروردگار برای لطف به قوم برگزیده یهود و نابودی دشمنان آن ها.

پوریم؛ عید یهودیان سراسر جهان

متاسفانه برخی از این تصاویر که در ادامه نیز آمده است مربوط به جشن ایرانیان یهودی در آمریکا می باشد.

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)
سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

پوریم از جمله اعیاد مهم یهودیان در سراسر جهان است. از سرزمین های اشغالی تا آمریکا و حتی یهودیان داخل ایران، به شیوه های مختلفی در این دو روز جشن می گیرند.

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

 

 

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

اوج این جشن ها در اسرائیل است. جایی که صهیونیست سرمست از کشتار ایرانیان، تا حد جنون شراب نوشیده و بد مستی یکی از سنت های مرسوم آنان در این روز است.

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

 

خاخام های یهودی نیز در این جشن ها مراسم ویژه ای برگزار می کنند. خاخام های صهیونیست با برگزاری جشنی، در نوشیدن شراب و رقص و پایکوبی با یکدیگر رقابت می کنند. معمولا  افراط در نوشیدن شراب در این روز به حدی است که قادر به راه رفتن نبوده و در خیابان های تل آویو و دیگر اراضی اشغالی، بیهوش و بی رمق به زمین می خورند.

سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم(18+)

در آموزه های تلمود یهودیان در یکی از بخش ها به صراحت به نوشیدن شراب تا حد سرمستی توصیه شده است:

“در روز پوریم هر فرد – یهودی – مکلف است به حدی – شراب – بنوشد که تفاوت میان “نفرین بر هامان” و “درود بر مردخای” را تشخیص ندهد.”

 
ادامه نوشته

سلفی‌‌گری؛ بزرگ‌ترین خطر پیش روی جهان اسلام

 

سلفی‌ها با وجود اینکه دشمن اصلی خود را شیعیان می‌دانند و خون آن‌ها را حلال می‌شمارند؛ از همان ابتدا با فرق و مذاهب اهل سنت نیز همخوانی نداشته و در تضاد بوده‌اند و این به خاطر آن است که اصلاً به دنبال تخریب اسلام هستند.

 

 

نزاع خیر و شر و حق و باطل، سرگذشتی به درازای تاریخ خلقت بشر دارد و همیشه در مقابل جریان حق و حق‌طلبی و عدالت‌محوری، جریان باطل، طاغوت و استکبار، صف‌آرایی کرده‌اند. آیات شریف قرآن کریم نیز بیانگر این نزاع ابدی است و جامعه انسانی را به دو گروه «حزب‌الله» و «حزب‌الشیطان» تقسیم می‌کند(1).

دین مبین اسلام که خاتم ادیان الهی و برنامه جامع و کامل برای سعادت دنیا و آخرت بشریت است، خوشبختانه با وجود بدخواهان و دشمنان زیادی که داشت، در طول تاریخ از زمان بعثت تا عصر حاضر – به مانند ادیان دیگر- دچار تحریف نشد و اصل دین با مجاهدت ها و جانفشانی‌های اولیای الهی (امامان معصوم علیهم‌السلام) و خلفای صالح آن‌ها، علما و فقهای آگاه و بصیر بدون تغییر و انحراف در اصول و فروع آن حفظ شده است. در مقابل نیز حزب شیطان با اینکه کیدش ضعیف است(2) همیشه در پی مقابله برآمده و از نفوذ و انحراف ناامید نشده است.

با اینکه اصل دین اسلام یعنی «اسلام ناب محمدی» به لطف خداوند پایدار مانده و روزبه‌روز پویاتر شده است؛ اما با این حال، به دلیل کید دشمنان و جهل دوستان«امت واحده اسلامی» دچار انشعاب و تفرقه شده است. گذشته از انشعاباتی که پس از رحلت پیامبر اعظم اسلام(ص) پدید آمد، آخرین انشعاب و فتنه در جهان اسلام، توسط دولت استعمارگر بریتانیا با تأسیس دو فرقه وهابیت در عربستان(قسمتی از امپراتوری عثمانی) و بهائیت در ایران انجام گرفت. البته از خطر یهود و صهیونیسم نباید غافل شد ولی سلفی‌‌گری و وهابیت در حال حاضر به تهدیدی بالفعل تبدیل شده‌اند که همان آمال و آرزوهای صهیونیسم را دنبال می‌کنند.

بر اساس اعترافات و خاطرات جاسوسان انگلیس(3) از اوائل سده 18میلادی و همچنین بر اساس واقعیات و منابع دیگر که مؤید این اتفاق تاریخی هستند؛ فرقه ضاله «وهابیت» با کارشناسی و کارگزاری وزارت مستعمرات بریتانیا بر بستر پوسیده اندیشه‌های «سلفی‌‌گری» که میراث معاویه و ابن‌تیمیه و ابن قیم الجوزی(4) است، شکل گرفت و مانند یک غده سرطانی پس از متحد شدن با محمد بن سعود و سیطره بر قلب جهان اسلام یعنی حرمین شریفین (مکه مکرمه و مدینه منوره) شروع به تکثیر سلول‌های مرگبار خود کرده است. اکنون حدود 300 سال از بسته شدن نطفه این مولود شیطانی و جنود شیطانی می‌گذرد و سلفی‌‌‌گری و وهابیت به عنوان ابزار دست دشمنان واقعی اسلام، به قتل و غارت، ایجاد ناامنی، تخریب چهره و وجهه اسلام با نام جهاد مقدس(؟!) می‌پردازند.

سلفی‌ها با قرائت خشن و متحجرانه از سنت‌های اسلامی و نبوی و برداشت‌های ظاهری از آیات قرآن، ادعای بازگشت به اسلام سلف و اولیه(؟!) را دارند(5). سلفی‌ها با وجود اینکه دشمن اصلی خود را شیعیان می‌دانند و خون آن‌ها را حلال می‌شمارند؛ از همان ابتدا با فرق و مذاهب اهل سنت نیز همخوانی نداشته و در تضاد بوده‌اند(6) و این به خاطر آن است که اصلاً به دنبال تخریب اسلام هستند. رژیم آل سعود که در طول عمر سیاسی خود با حمایت‌های همه‌جانبه، اندیشه‌های وهابی و سلفی‌‌گری را بازتولید کرده در مقابل، از آن‌ها برای اهداف خود سود جسته است، پس از انقلاب اسلامی ایران که در سال 1357(1979میلادی) اتفاق افتاد، به لحاظ اینکه داعیه حکومت اسلامی و اسلام ناب محمدی(شیعه) را داشت، علاوه بر دشمنان فرامنطقه‌ای، مبانی مشروعیت کشورهای به‌اصطلاح اسلامی را نیز به چالش کشید به همین دلیل، عربستان که ادعای ام‌القرای اسلام را داشت، در صدد مقابله با آن برآمد.

حال اگر این بحث را از زاویه تحولات اخیر منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا و در کل جریان بیداری اسلامی بنگریم، خواهیم دید که این صدایی که از حلقوم ملت‌های بیدار شده برمی‌آید، صدای انقلاب اسلامی ایران و پژواک صدایی است که حدود نیم قرن پیش از ایران اسلامی(اسلام شیعه) بلند شد و اکنون در دالان تاریخ و هزاران کیلومتر آن سوتر شنیده می‌شود و در واقع، طلایه‌دار و علمدار امت اسلامی در گذر از پیچ تاریخی که دوستان و دشمنان اسلام به آن اذعان دارند، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران است و این برای وهابی‌ها که همیشه محور حیات فکری و سیاسی خود را براساس شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی تعریف کرده‌اند، گران می‌آید.

آن‌ها اکنون دانسته یا ندانسته به خاطر «حقد و کینه‌های بدری و خیبری» به یک عنصر سرسپرده‌ای تبدیل شده‌اند که به نام اسلام در صدد تخریب و تضعیف اسلام هستند و اسلامی که در صدد پیاده کردن آن هستند، به فرموده امام این امت، «اسلام ابوسفیانی» و «اسلام آمریکایی» است.(7)

اما اکنون خطری که اسلام اصیل و مسلمانان بیدار شده و به پاخاسته از ظلم و جورِ استبداد و استکبار را تهدید می‌کند، تحریف و به انحراف کشاندن انقلاب‌ها و خیزش‌های عظیم آنان است. علاوه بر افغانستان، پاکستان، عراق، یمن، سوریه و لبنان که وهابی‌ها و سلفی‌ها آشکارا به اسم جهاد علیه کفر(؟!)، گروه‌های خود را سازماندهی کرده‌اند؛ آن‌ها در کشورهای کلیدی دیگر از جمله تونس، مصر و لیبی که انقلاب‌های منطقه از آن‌ها به سایر کشورهای دیگر شعله کشید، با ایجاد مدارس، مساجد، مراکز آموزشی و تربیتی و ایجاد احزاب و جریانات با پشتیبانی مستقیم عربستان سعودی و قطر در صدد جذب جوانان و انقلابی‌ها، در راستای اهداف و برنامه‌های خود هستند.

البته بستر رویش جریان اصیل بیداری اسلامی مافوق مباحث فرقه‌ای و منازعات مذهبی بوده و تقلیل آن به نزاع شیعه و سنی، جفایی در حق آن خواهد بود. اما این موضوع نباید ما را از تجزیه و تحلیل آن بازدارد. کارنامه حدود دو دهه اخیر وهابی‌ها نشان دهنده این واقعیت است که پس از سقوط بلوک شرق و رفع خطر کمونیسم برای امنیت ملی آمریکا(؟!)و به وجود آمدن خلأ دشمنی، وهابی‌ها و سلفی‌ها بزرگ‌ترین خطر موجود برای امنیت ملی آمریکا و امنیت جهانی و نماد تروریسم مطرح شدند، همان گروه‌هایی که خود را نماینده و مجری اسلام سلف می‌دانند و تبلیغات غول‌های رسانه‌ای استکبار نیز آن‌ها را به جای «اسلام واقعی» به مردم جاهل عصر مدرن معرفی کردند.

در عوض آن‌ها نیز به ظاهر آمریکا را دشمن خود معرفی می‌کنند ولی در عمل دشمنی با اسلام را با یک چهره وحشی و بی‌منطق به ارمغان می‌آورند. ایجاد گروه‌هایی به نام القاعده و طالبان با همکاری اداره اطلاعات مرکزی آمریکا(CIA) و سازمان اطلاعات پاکستان(I.S.I) و با دلارهای نفتی عربستان، امروزه بر کسی پوشیده نیست؛(8) پس می‌توان حملات القاعده و طالبان به مراکز آمریکایی و ناتو را در قالب یک بازی که خود آمریکایی‌ها طراحی کرده‌اند، تحلیل کرد.

به هر ترتیب، منطقه شمال آفریقا و غرب آسیا به خاطر سیاست‌های جنگ‌طلبانه کشورهایی مانند ترکیه، عربستان و قطر در کنار جنگ‌افروزی‌های کشورهای اروپایی و آمریکا – به خاطر منافع صهیونیسم- پس از انقلاب‌های منطقه و فتنه سوریه، منطقه صحنه جولان تروریست‌های افراطی سلفی قرار گرفته که مانند اسلاف و اجداد خود که به اهل‌بیت پیامبر خدا(ص) رحم نکردند، به هیچ کس رحم نمی‌کنند حتی به یک کودک خردسال و شیرخواره. یزیدیانی که با وقاحت تمام، اسم گروه خود را «جبهه یاری اهل شام» گذاشته و پس از صدور فتوای حلال بودن جان و مال و ناموس مسلمانان، علیه آن‌ها فتوای جهاد صادر می‌کنند(9)؟!

در پایان به نظر می‌رسد لازم است تمامی بازیگران و کسانی که در صحنه سوریه و غرب آسیا(خاورمیانه) به دنبال منافع خود هستند، نسبت به خطر سیطره سلفی‌ها بر امور منطقه آگاه شوند؛ چراکه منطقه و جهان اسلام با فرقه‌ای روبه‌روست که با انسانیت، با دین، با فرهنگ و با تمدن سروکاری ندارند و تنها چیزی که می‌شناسند، وحشی‌گری است.

پی‌نوشت‌ها:

1- قرآن کریم، سوره مبارکه مائده، آیه 65؛ و سوره مبارکه مجادله، آیه 19.

2- قرآن کریم، سوره مبارکه نساء، آیه 76 .

3- برای نمونه؛ خاطرات مستر همفر(جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی)، ترجمه علی کاظمی، قم، نشر اخلاق، 1380 .

4- وهابیت از منظر عقل و شرع، سیدمحمد حسینی قزوینی، قم: مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج)،1387، ص75 .

5- سلفی‌‌گری در لغت و اصطلاح، منوچهر دین‌پرست، ماهنامه زمانه، شماره 33، 1384.

/ ارتباط سلفی‌گری و وهابیت، س. میرزایی، سایت باشگاه اندیشه.

6- صحیفه حضرت امام(ره)، ج‏15، ص454. (بیانات در جمع ائمه جمعه استان‌های ایلام و کرمانشاه، 8 دى 1360).

7- صحیفه حضرت امام(ره)، ج21، ص 80، پیام امام خمینى(ره) به مناسبت سالگرد کشتار مکه، 29تیر 1367.

8- اسامه بن‌لادن و ماجراها، عبدالقیوم فدوی،کابل، نشر مفاخر، 1381، صص28-29 به نقل از؛ القاعده از پندار تا واقعیت، حمیدرضااسماعیلی، تهران، مؤسسه اندیشه‌سازان نور،1390، صص51-63 .

9- نقش گروهک «جبهه یاری اهل شام» در جنگ علیه سوریه، خبرگزاری فارس، 7/8/91.
منبع:سایت شهید آوینی

صهیونیسم

صهیونیسم یک جنبش سیاسی و ملی‌گراست که در اواخر سده ۱۹ میلادی شکل گرفت. عمده‌ترین هدف جنبش صهیونیسم، تشکیل کشوری برای یهودیان بود. این جنبش بر منابع تاریخی و مذهبی‌ای تکیه دارد که یهودیان را به سرزمین اسرائیل ارتباط می دهد.[۱] این سرزمین همان فلسطین یا آنچه برخی آن را امروزه اسرائیل می نامند، می باشد که قوم یهود از حدود ۳۲۰۰ سال پیش تا سال ۲۰۰ میلادی (که امپراتوری روم آن ها را پراکنده کرد) در آن سکونت داشتند.

صهیونیسم، اعتقادات یهودیان سرتاسر جهان را تحت شعاع قرار می‌دهد و آنها را ترغیب به مهاجرت به فلسطین می کند. به همین علت در ابتدا یهودیان با هر عقیده‌ای، چه چپ، چه راست، چه مذهبی و چه سکولار به این جنبش پیوستند. پس از مدتی که اختلافات عقیدتی در آن ها بروز کرد صهیونیسم به شاخه‌های دیگری مانند «صهیونیسم مذهبی»*[۲]، «صهیونیسم سوسیال»*[۳]، و «صهیونیسم تجدیدنظر طلب»*[۴] تقسیم شد. با این حال تمام این شاخه‌ها در عقیدهٴ پایه، یعنی بازگشت یهودیان به فلسطین و تشکیل دولت یهودی مشترکند[۲]

مخالفت‌هایی با صهیونیسم در موارد مختلفی چون مخالفت‌های مذهبی، نحلهٔ فکری ملی‌گرای رقیب و اختلاف عقیدهٔ سیاسی که این ایدئولوژی غیر اخلاقی یا غیر عملی می‌شمارد، به وجود آمده است.[۳]

سال ۱۹۷۴ میلادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثریت آراء، مصوبه‌ای را به تصویب رساند که در آن صهیونیسم به عنوان شکلی از اشکال نژادپرستی معرفی شده بود. این مصوبه در پی شرط گذاری اسرائیل به حذف آن، برای شرکت در کنفرانس صلح مادرید در سال ۱۹۹۱، توسط سازمان ملل ملغی اعلام گردید.[۴][۵]

محتویات

 [نهفتن

واژه [ویرایش]

واژه «صهیونیسم» برگرفته از «صهیون» (به عبری: ציון)، نام تپه‌ای در اورشلیم (که در تورات نیز به آن اشاره شده) است. ناتان برنبام برای اولین بار این کلمه را به معنای «ملی گرایی یهودی» در ژورنال «خود-رستگاری» به کار برد. صهیونیسم در ابتدا از مایه‌های مذهبی یهودیان برای اجتماع آنان در فلسطین وام می‌گرفت، با این حال صهیونیسم مدرن، بیشتر جنبشی سکولار است که بنا به ادعای خودشان در پاسخ به یهودستیزی‌های قرن ۱۹ در اروپا فعالیت می‌کند. از زمان پایه ریزی کشور اسرائیل، کلمهٴ «صهیونیسم» عموماً به معنای پشتیبانی کردن اسرائیل به عنوان کشوری برای یهودیان به کار می‌رود.

برقراری جنبش صهیونیسم [ویرایش]

پیش‌زمینهٴ تاریخی [ویرایش]

همچنین ببینید: تاریخ قوم اسرائیل

قوم بنی‌اسرائیل (که خود به ۱۲ قوم تقسیم می‌شود) بازماندگان قبایلی هستند که ابتدا در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در جنوب بین‌النهرین ساکن بوده‌اند، بعد به سرزمین کنعانیان(فنیقیه‌ای‌ها) و سپس به مصر مهاجرت کرده‌اند*[۵][نیازمند منبع]. در مصر مورد ظلم و ستم قرار گرفته‌اند و با ظهور موسی در حدود ۳۳۵۰ سال پیش، به دین موسی گرویدند و طی مهاجرتی معروف توسط وی دوباره به سرزمین کنعان انتقال داده شدند.[۶] این قوم در حدود ۳۰۰۰ سال پیش اولین دولت خود را در همان سرزمین بنیان نهادند.[۷][نیازمند منبع] بعدها در اثر هجوم بیگانگان و جنگ‌های داخلی ۱۱ قوم دیگر از بین می‌روند و یا به عنوان برده در قوم یهودا ادغام می‌شوند. افرادی را که امروزه به بنی‌اسرائیل منسوب می‌کنند، در واقع بازماندگان قوم یهودا هستند.[۸][نیازمند منبع]

در سال ۵۹۷ پ.م. که بخت‌النصر امپراتور بابل سرزمین یهودیه را به تصرف درآورد، بسیاری از مردمان آن را که توان کاری داشتند به اسارت به بابل برد که در آن هنگام پایتخت کلدانی محسوب می‌شد. سرزمین یهودیه به صورت یکی از ایالات دور افتاده امپراتوری بابل درآمد. سرانجام امپراتوری قدرتمند بابل به دست کوروش بزرگ در سال ۵۳۸ ق.م. گشوده شد. ساتراپ بابل بخشی از امپراتوری هخامنشی گردید. کوروش بزرگ به یهودیان امکان داد به سرزمین خویش باز گردند، شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند.

از سال ۷۰ میلادی و پس از شکست یهودیان در شورش بزرگ*[۶] و تخریب اورشلیم توسط امپراتوری روم، و همچنین شکست دیگر در شورش بارکخبا*[۷] در سال ۱۳۵ میلادی که به پراکنده شدن بخشی از یهودیان در دیگر نقاط امپراتوری منجر شد، بازگشت این عده از یهودیان مهاجرت کرده به سرزمین مادری پس از حدود ۱۹۰۰ سال، همواره دغدغه این یهودیان مهاجرت کرده به بقیه دنیا٬ به صورت آرزو[نیازمند منبع] بوده‌است. به علت نتایج مصیبت بار این شورش‌ها، چنین جنبش‌های مردمی که برای بازپس گیری حاکمیت ملی و بر اساس تأثیرات دینی[نیازمند منبع] به وجود آمده بودند، به جنبش‌هایی تبدیل شدند که در آنها توکل به مشیت الهی، با این فرض که خواست خدا بر این است که این سرزمین در نهایت به قوم برگزیده یهود برسد، جایگزین عناصر انسانی «رستگاری توسط مسیح» شده‌است. با وجود اینکه قومی‌گرایی یهودی در دوران باستان بیشتر جنبهٴ مذهبی داشته‌است، با این حال مطرح شدن دوبارهٴ بازگشت به سرزمین مادری در بین یهودیان را باید مدیون برپایی ایدئولوژیکی و سیاسی صهیونیسم دانست. با این حال یهودیان حتی بعد از شورش «بارکخبا» نیز در اقلیت‌های کوچکی به طور مستمر در سرزمین فلسطین زندگی می‌کرده‌اند و برای این حضور مدارک تاریخی زیادی وجود دارد. به عنوان مثال، تلمود اورشلیم در قرن‌های پس از این شورش تالیف شده‌است. ابداع کنندهٴ «علامات مصوت‌های عبری» نیز در قرن پنجم، در یکی از اجتماعات یهودی فلسطین زندگی می‌کرده‌است.

پراکندگی آرام و تدریجی حضور یهودیان در فلسطین به علل گوناگون روی داد. از جمله شکست در شورش بارکخبا توسط آدریان (امپراتور وقت روم)، گشودن فلسطین در سال ۶۰۰ میلادی توسط اعراب، جنگهای صلیبی در سده ۱۱ و پس از آن، و همچنین بی کفایتی امپراتوری عثمانی از سدهٔ ۱۵ به بعد، که به واسطهٴ آن، زمین، به شدت حاصلخیزی خود را از دست داد و اقتصاد به معنای واقعی صفر شد.

مهاجرت یهودیان، پس از قرن‌ها پراکندگی [ویرایش]

بازگشت به سرزمین مادری در بین نسل‌های مختلف یهودیان پراکنده همواره موضوعی با اهمیت تلقی می‌شده‌است. این علاقه، مخصوصاً خود را در دعاهای «عبور»*[۸] و «یوم کیپور»*[۹] نشان می‌دهد که مطابق سنت حاوی جملهٴ «سال بعد در اورشلیم» هستند. مهاجرت به اورشلیم طبق قوانین یهود*[۱۰] همواره عملی قابل ستایش محسوب شده‌است و به عنوان یک امر الهی در بیشتر نسخه‌های ۶۱۳ فرمان نیز آمده‌است. با این که چنین چیزی در نسخهٴ میمونیدز*[۱۱] نیامده‌است، اما خود او در نوشته‌هایش ذکر می‌کند که بازگشت به اورشلیم برای یهودیان امری بی نهایت ضروری و مهم است*[۱۲]. از قرون وسطی و بعد از آن، تعدادی از یهودیان مشهور و بعضاً مریدان آنها به فلسطین مهاجرت نمودند. از بین آنها می‌توان به نامانیده*[۱۳]، یچل پاریس*[۱۴] و صدها تن از شاگردانش، یوسف کارو*[۱۵]، مناشم مندل*[۱۶] ویتبسک و ۳۰۰ تن از پیروانش، ویلنا گائن*[۱۷] و بیش از ۵۰۰ تن از شاگردانش (به همراه خانواده هایشان) اشاره نمود.

صهیونیسم اولیه [ویرایش]

پس از رنسانس فرهنگی یهودیان در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی که هاسکالا نامیده می‌شود، و در پی انقلاب فرانسه و گسترش عقاید لیبرال میان عده‌ای از یهودیان تازه از سلطه خارج شده، برای اولین بار طبقه‌ای از یهودیان سکولار به وجود آمد که دارای عقاید متداولی چون عقل گرایی، رمانتیسیم و از همه مهم تر ملی گرایی بودند. یهودیانی که یهودیگری را حداقل به معنای سنتی آن کنار گذاشته بودند، هویت جدیدی به عنوان یک ملت و بر اساس مصداق اروپایی آن برای یهودیان تشیکل دادند. الهام بخش آنها در این فعالیت، فعالیت‌های ملی دیگر کشورها، از قبیل یگانگی آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها، و همچنین استقلال مجارستان و لهستان بود. آنها از خود می‌پرسیدند[در کجا؟] که اگر ایتالیایی‌ها مستحق داشتن سرزمین مادری و میهن هستند، چرا یهودیان نباشند؟ پیش روی جدید در جنبش صهیونیسم در سالهای ۱۸۰۰، با تلاش نمایشنامه نویس، روزنامه‌نگار و دیپلمات متولد آمریکا، مردخای مانوئل نوح*[۱۸] در سال ۱۸۲۰ ایجاد شد که در برقراری موطنی در گراند آیلند نیویورک*[۱۹] برای یهودیان کوشید.

برخاستن صهیونیسم سیاسی مدرن [ویرایش]

تا قبل از سال ۱۸۹۰ نیز یهودیان تلاش‌های زیادی در بر قراری منطقه‌ای یهودی نشین در سرزمین فلسطین که در قرن ۱۹ بخشی از امپراتوری عثمانی به شمار می‌رفت انجام داده بودند. در آن سال‌ها ۵۲۰۰۰۰ نفر در این منطقه (اکثراً مسلمان و مسیحیان عرب) ساکن بوده‌اند و ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر از این مقدار را نیز یهودیان تشکیل می‌دادند. قابل ذکر است در زمان شکل‌گیری اولیه صهیونیسم مدرن نظریه‌های دیگری برای تشکیل کشور یهودی در کشورهای دیگری همچون آرژانتین نیز شد که در نهایت منتفی گشت.


نقد صهیونیسم و مخالفت با آن [ویرایش]

سازمانها و افراد گوناگونی، مخصوصاً بعد از سال۱۹۴۸ با صهیونیسم مخالفت کرده اند. اتحادیه عرب و کمیته عالی عربی طرح جداسازی سازمان ملل (قطعنامه۱۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد) را که ایجاد دولت یهودی و عربی در فلسطین را می‌پذیرد[۹] رد کرده‌اند، و اسراییل را اشغالگر "اراضی عربی" دانسته‌اند.[۱۰][۱۱] دول عربی همچنین فلسفه صهیونیسم را که ایجاد اسراییل را تعهد کرده رد می کنند و به خصوص مدعی اند جابجایی ۷۰۰۰۰۰ پناهنده عرب در مهاجرت دسته جمعی سال۱۹۴۸ فلسطین[۱۲][پیوند مرده]، و مناقشه در پی آن، نتیجه اجتناب ناپذیر بنیان دولت یهودی است.

یهودیان مقیم آمریکا نیز گاه تظاهراتی علیه اسرائیل و مکتب صهیونیسم برگزار می‌کنند. آنها رابطه بین صهیونیسم و یهود را انکار می‌کنند و اسرائیلیان را اشغالگران فلسطین می‌نامند.[۱۳]

قطعنامه‌های محکوم کننده صهیونیسم [ویرایش]

هم‌چنین ببینید: قطعنامه ۳۳۷۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد

سازمان وحدت آفریقا و جنبش غیرمتعهدها قطعنامه هایی در اوایل دهه۷۰ میلادی علیه صهیونیسم صادر کردند.[۱۴]

یهودیان مخالف صهیونیسم [ویرایش]

برخی خاخام‌های یهودی با جنبش صهیونیزم مخالفند. از جمله:

ادامه نوشته

صهیونیسم

صهیونیسم یک جنبش سیاسی و ملی‌گراست که در اواخر سده ۱۹ میلادی شکل گرفت. عمده‌ترین هدف جنبش صهیونیسم، تشکیل کشوری برای یهودیان بود. این جنبش بر منابع تاریخی و مذهبی‌ای تکیه دارد که یهودیان را به سرزمین اسرائیل ارتباط می دهد.[۱] این سرزمین همان فلسطین یا آنچه برخی آن را امروزه اسرائیل می نامند، می باشد که قوم یهود از حدود ۳۲۰۰ سال پیش تا سال ۲۰۰ میلادی (که امپراتوری روم آن ها را پراکنده کرد) در آن سکونت داشتند.

صهیونیسم، اعتقادات یهودیان سرتاسر جهان را تحت شعاع قرار می‌دهد و آنها را ترغیب به مهاجرت به فلسطین می کند. به همین علت در ابتدا یهودیان با هر عقیده‌ای، چه چپ، چه راست، چه مذهبی و چه سکولار به این جنبش پیوستند. پس از مدتی که اختلافات عقیدتی در آن ها بروز کرد صهیونیسم به شاخه‌های دیگری مانند «صهیونیسم مذهبی»*[۲]، «صهیونیسم سوسیال»*[۳]، و «صهیونیسم تجدیدنظر طلب»*[۴] تقسیم شد. با این حال تمام این شاخه‌ها در عقیدهٴ پایه، یعنی بازگشت یهودیان به فلسطین و تشکیل دولت یهودی مشترکند[۲]

مخالفت‌هایی با صهیونیسم در موارد مختلفی چون مخالفت‌های مذهبی، نحلهٔ فکری ملی‌گرای رقیب و اختلاف عقیدهٔ سیاسی که این ایدئولوژی غیر اخلاقی یا غیر عملی می‌شمارد، به وجود آمده است.[۳]

سال ۱۹۷۴ میلادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثریت آراء، مصوبه‌ای را به تصویب رساند که در آن صهیونیسم به عنوان شکلی از اشکال نژادپرستی معرفی شده بود. این مصوبه در پی شرط گذاری اسرائیل به حذف آن، برای شرکت در کنفرانس صلح مادرید در سال ۱۹۹۱، توسط سازمان ملل ملغی اعلام گردید.[۴][۵]

محتویات

 [نهفتن

واژه [ویرایش]

واژه «صهیونیسم» برگرفته از «صهیون» (به عبری: ציון)، نام تپه‌ای در اورشلیم (که در تورات نیز به آن اشاره شده) است. ناتان برنبام برای اولین بار این کلمه را به معنای «ملی گرایی یهودی» در ژورنال «خود-رستگاری» به کار برد. صهیونیسم در ابتدا از مایه‌های مذهبی یهودیان برای اجتماع آنان در فلسطین وام می‌گرفت، با این حال صهیونیسم مدرن، بیشتر جنبشی سکولار است که بنا به ادعای خودشان در پاسخ به یهودستیزی‌های قرن ۱۹ در اروپا فعالیت می‌کند. از زمان پایه ریزی کشور اسرائیل، کلمهٴ «صهیونیسم» عموماً به معنای پشتیبانی کردن اسرائیل به عنوان کشوری برای یهودیان به کار می‌رود.

برقراری جنبش صهیونیسم [ویرایش]

پیش‌زمینهٴ تاریخی [ویرایش]

همچنین ببینید: تاریخ قوم اسرائیل

قوم بنی‌اسرائیل (که خود به ۱۲ قوم تقسیم می‌شود) بازماندگان قبایلی هستند که ابتدا در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در جنوب بین‌النهرین ساکن بوده‌اند، بعد به سرزمین کنعانیان(فنیقیه‌ای‌ها) و سپس به مصر مهاجرت کرده‌اند*[۵][نیازمند منبع]. در مصر مورد ظلم و ستم قرار گرفته‌اند و با ظهور موسی در حدود ۳۳۵۰ سال پیش، به دین موسی گرویدند و طی مهاجرتی معروف توسط وی دوباره به سرزمین کنعان انتقال داده شدند.[۶] این قوم در حدود ۳۰۰۰ سال پیش اولین دولت خود را در همان سرزمین بنیان نهادند.[۷][نیازمند منبع] بعدها در اثر هجوم بیگانگان و جنگ‌های داخلی ۱۱ قوم دیگر از بین می‌روند و یا به عنوان برده در قوم یهودا ادغام می‌شوند. افرادی را که امروزه به بنی‌اسرائیل منسوب می‌کنند، در واقع بازماندگان قوم یهودا هستند.[۸][نیازمند منبع]

در سال ۵۹۷ پ.م. که بخت‌النصر امپراتور بابل سرزمین یهودیه را به تصرف درآورد، بسیاری از مردمان آن را که توان کاری داشتند به اسارت به بابل برد که در آن هنگام پایتخت کلدانی محسوب می‌شد. سرزمین یهودیه به صورت یکی از ایالات دور افتاده امپراتوری بابل درآمد. سرانجام امپراتوری قدرتمند بابل به دست کوروش بزرگ در سال ۵۳۸ ق.م. گشوده شد. ساتراپ بابل بخشی از امپراتوری هخامنشی گردید. کوروش بزرگ به یهودیان امکان داد به سرزمین خویش باز گردند، شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند.

از سال ۷۰ میلادی و پس از شکست یهودیان در شورش بزرگ*[۶] و تخریب اورشلیم توسط امپراتوری روم، و همچنین شکست دیگر در شورش بارکخبا*[۷] در سال ۱۳۵ میلادی که به پراکنده شدن بخشی از یهودیان در دیگر نقاط امپراتوری منجر شد، بازگشت این عده از یهودیان مهاجرت کرده به سرزمین مادری پس از حدود ۱۹۰۰ سال، همواره دغدغه این یهودیان مهاجرت کرده به بقیه دنیا٬ به صورت آرزو[نیازمند منبع] بوده‌است. به علت نتایج مصیبت بار این شورش‌ها، چنین جنبش‌های مردمی که برای بازپس گیری حاکمیت ملی و بر اساس تأثیرات دینی[نیازمند منبع] به وجود آمده بودند، به جنبش‌هایی تبدیل شدند که در آنها توکل به مشیت الهی، با این فرض که خواست خدا بر این است که این سرزمین در نهایت به قوم برگزیده یهود برسد، جایگزین عناصر انسانی «رستگاری توسط مسیح» شده‌است. با وجود اینکه قومی‌گرایی یهودی در دوران باستان بیشتر جنبهٴ مذهبی داشته‌است، با این حال مطرح شدن دوبارهٴ بازگشت به سرزمین مادری در بین یهودیان را باید مدیون برپایی ایدئولوژیکی و سیاسی صهیونیسم دانست. با این حال یهودیان حتی بعد از شورش «بارکخبا» نیز در اقلیت‌های کوچکی به طور مستمر در سرزمین فلسطین زندگی می‌کرده‌اند و برای این حضور مدارک تاریخی زیادی وجود دارد. به عنوان مثال، تلمود اورشلیم در قرن‌های پس از این شورش تالیف شده‌است. ابداع کنندهٴ «علامات مصوت‌های عبری» نیز در قرن پنجم، در یکی از اجتماعات یهودی فلسطین زندگی می‌کرده‌است.

پراکندگی آرام و تدریجی حضور یهودیان در فلسطین به علل گوناگون روی داد. از جمله شکست در شورش بارکخبا توسط آدریان (امپراتور وقت روم)، گشودن فلسطین در سال ۶۰۰ میلادی توسط اعراب، جنگهای صلیبی در سده ۱۱ و پس از آن، و همچنین بی کفایتی امپراتوری عثمانی از سدهٔ ۱۵ به بعد، که به واسطهٴ آن، زمین، به شدت حاصلخیزی خود را از دست داد و اقتصاد به معنای واقعی صفر شد.

مهاجرت یهودیان، پس از قرن‌ها پراکندگی [ویرایش]

بازگشت به سرزمین مادری در بین نسل‌های مختلف یهودیان پراکنده همواره موضوعی با اهمیت تلقی می‌شده‌است. این علاقه، مخصوصاً خود را در دعاهای «عبور»*[۸] و «یوم کیپور»*[۹] نشان می‌دهد که مطابق سنت حاوی جملهٴ «سال بعد در اورشلیم» هستند. مهاجرت به اورشلیم طبق قوانین یهود*[۱۰] همواره عملی قابل ستایش محسوب شده‌است و به عنوان یک امر الهی در بیشتر نسخه‌های ۶۱۳ فرمان نیز آمده‌است. با این که چنین چیزی در نسخهٴ میمونیدز*[۱۱] نیامده‌است، اما خود او در نوشته‌هایش ذکر می‌کند که بازگشت به اورشلیم برای یهودیان امری بی نهایت ضروری و مهم است*[۱۲]. از قرون وسطی و بعد از آن، تعدادی از یهودیان مشهور و بعضاً مریدان آنها به فلسطین مهاجرت نمودند. از بین آنها می‌توان به نامانیده*[۱۳]، یچل پاریس*[۱۴] و صدها تن از شاگردانش، یوسف کارو*[۱۵]، مناشم مندل*[۱۶] ویتبسک و ۳۰۰ تن از پیروانش، ویلنا گائن*[۱۷] و بیش از ۵۰۰ تن از شاگردانش (به همراه خانواده هایشان) اشاره نمود.

صهیونیسم اولیه [ویرایش]

پس از رنسانس فرهنگی یهودیان در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی که هاسکالا نامیده می‌شود، و در پی انقلاب فرانسه و گسترش عقاید لیبرال میان عده‌ای از یهودیان تازه از سلطه خارج شده، برای اولین بار طبقه‌ای از یهودیان سکولار به وجود آمد که دارای عقاید متداولی چون عقل گرایی، رمانتیسیم و از همه مهم تر ملی گرایی بودند. یهودیانی که یهودیگری را حداقل به معنای سنتی آن کنار گذاشته بودند، هویت جدیدی به عنوان یک ملت و بر اساس مصداق اروپایی آن برای یهودیان تشیکل دادند. الهام بخش آنها در این فعالیت، فعالیت‌های ملی دیگر کشورها، از قبیل یگانگی آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها، و همچنین استقلال مجارستان و لهستان بود. آنها از خود می‌پرسیدند[در کجا؟] که اگر ایتالیایی‌ها مستحق داشتن سرزمین مادری و میهن هستند، چرا یهودیان نباشند؟ پیش روی جدید در جنبش صهیونیسم در سالهای ۱۸۰۰، با تلاش نمایشنامه نویس، روزنامه‌نگار و دیپلمات متولد آمریکا، مردخای مانوئل نوح*[۱۸] در سال ۱۸۲۰ ایجاد شد که در برقراری موطنی در گراند آیلند نیویورک*[۱۹] برای یهودیان کوشید.

برخاستن صهیونیسم سیاسی مدرن [ویرایش]

تا قبل از سال ۱۸۹۰ نیز یهودیان تلاش‌های زیادی در بر قراری منطقه‌ای یهودی نشین در سرزمین فلسطین که در قرن ۱۹ بخشی از امپراتوری عثمانی به شمار می‌رفت انجام داده بودند. در آن سال‌ها ۵۲۰۰۰۰ نفر در این منطقه (اکثراً مسلمان و مسیحیان عرب) ساکن بوده‌اند و ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر از این مقدار را نیز یهودیان تشکیل می‌دادند. قابل ذکر است در زمان شکل‌گیری اولیه صهیونیسم مدرن نظریه‌های دیگری برای تشکیل کشور یهودی در کشورهای دیگری همچون آرژانتین نیز شد که در نهایت منتفی گشت.


نقد صهیونیسم و مخالفت با آن [ویرایش]

سازمانها و افراد گوناگونی، مخصوصاً بعد از سال۱۹۴۸ با صهیونیسم مخالفت کرده اند. اتحادیه عرب و کمیته عالی عربی طرح جداسازی سازمان ملل (قطعنامه۱۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد) را که ایجاد دولت یهودی و عربی در فلسطین را می‌پذیرد[۹] رد کرده‌اند، و اسراییل را اشغالگر "اراضی عربی" دانسته‌اند.[۱۰][۱۱] دول عربی همچنین فلسفه صهیونیسم را که ایجاد اسراییل را تعهد کرده رد می کنند و به خصوص مدعی اند جابجایی ۷۰۰۰۰۰ پناهنده عرب در مهاجرت دسته جمعی سال۱۹۴۸ فلسطین[۱۲][پیوند مرده]، و مناقشه در پی آن، نتیجه اجتناب ناپذیر بنیان دولت یهودی است.

یهودیان مقیم آمریکا نیز گاه تظاهراتی علیه اسرائیل و مکتب صهیونیسم برگزار می‌کنند. آنها رابطه بین صهیونیسم و یهود را انکار می‌کنند و اسرائیلیان را اشغالگران فلسطین می‌نامند.[۱۳]

قطعنامه‌های محکوم کننده صهیونیسم [ویرایش]

هم‌چنین ببینید: قطعنامه ۳۳۷۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد

سازمان وحدت آفریقا و جنبش غیرمتعهدها قطعنامه هایی در اوایل دهه۷۰ میلادی علیه صهیونیسم صادر کردند.[۱۴]

یهودیان مخالف صهیونیسم [ویرایش]

برخی خاخام‌های یهودی با جنبش صهیونیزم مخالفند. از جمله:

ادامه نوشته

میسوزیم و میســازیم...

سلام دوستان

 

دارم آتیش میگیرم...اون از بعدظهر که مثلا داشتم میرفتم خونه دوستم دور داشتیم صفا سیتی..برادرم تو ماشین میگه وهابیا حرم نوه ی امام حسنو اوردن پایین...

 

خوووو برادر من بذار از مهمونی برگردم بعد بزن تو حالم..اعصاببببببب ندارم دوس دارم وهابیا رو بذارم همه رو ی جا بترکونم خدا لعنتشون کنه سربازن شیطان نوچه های صهیونیستا کثافتا عوضیا.....البته لازم میدونم بگم حساب برادران اهل سنت از وهابیا جداست کنار هم نذارینشون که تفاوتا عین شب و روز و زمینو آسمونه...

اعصاب خوردیه ۲:از دوستم چندتا کلیپ گرفتم داشتم می دیدم...۴تا کلیپ یود تحت عنوان کلوپ ترور..ی بخشاییشو تو تلویزیون دیده بودم ولی این کامل بود بازم آتیش گرفتم دلم میخواست این تروریستا رو از تو مانیتور بکشم بیرون بخوابونم زمین اینقد لگد بهشون بزنم تا جونشون دربیاد.ااااااااه ااااه دارم میسوزم یکی آتیش نشانی خبر کنه...چطور یکی اینقدر بی رگو ریشه میتونه باشه که وطنشو بفروشه حالا فروختن پیشکش چطور میتونه یکیو بکشه اونم دانشمند مملکتو....باید ی بلایی سرشون آورد عبرت بشن دیگه کسی جرات نکنه کاری کنه...هرچند که اگه بخوان کاری کنن صدای مدعیان حقوق بشر درمیاد که کاری غیر انسانی کردن...ای تف بذاتتون...بچه ها شرمنده این پست همش فحش شد اما اگه نگم سکته میکنم...

کی میشه آقا بیاد بساط ظلم و جور این ظالما رو برداره شیعه ی نفس راحت بکشه

مظلومیت....

در میانمار ،

        در بحرین ،

             حتی در خیابانهای تهران و جلوی چشمان همسر و فرزندت ...

به گلوله بسته می شوی ...

       به جرمی که نمیدانم چیست ...

مسلمان بودن ،

   آزاد بودن و آزاده زیستن

     زیر بار زور و سلطه نرفتن

        یا ذلت را نپذیرفتن ...

==============

             شهادتت بر تو مبارک

                    و بر ما صبر و تسلیت ...

جملات زیبا گیله مرد

دختر شهید داریوش رضایی نژاد در کنار پدر،

تروریست ها عصر شنبه،  پدر او را مقابل چشمانش به گلوله بستند .

و این همان تمدنی ست که از آن دم می زنند ...

 

http://marzeh-shhadat.blogfa.com/post-72.aspx


سبــز و سرخ

 

فرانسیس فوکایاما ، فیلسوف ، پژوهشگر و تاریخ نگار

ژاپنی الاصل و تبعه ی آمریکا 

در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» می‌گوید:

شیعه، پرنده‌ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست.

پرنده‌ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.

فوکویاما بال سبز این پرنده را مهدویّت و عدالت خواهی

و بال سرخ را شهادت‌طلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است، معرفی می‌کند.

وی معتقد است شیعه بُعد سومی هم دارد که اهمیّتش بسیار است. او می‌گوید:

این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان می‌شود.

شیعه، عنصری است که هر چه او را از بین می‌برند، بیشتر می‌شود...

مهندسی معکوس برای شیعیان این است که ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید.

تا این را خط نزنید، نمی‌توانید به ساحت قدسی کربلا و مهدویّت تجاوز کنید...

برای پیروزی بر یک ملّت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید،

در گام بعد، شهادت طلبی این‌ها را به رفاه‌طلبی تبدیل کنید. اگر این دو تا را خط زدید،

خود به خود اندیشه‌های امام زمانی از جامعة شیعه رخت می‌بندد...

شما بیایید برای غرب هم امام زمان و کربلا و ولی فقیه بتراشید..

لینک کتـاب پایان تاریخ (سقوط غرب و آغاز عصر سوم )

منـ ـبع

 

1/ یهود به چه معناست؟

یهود به چه معناست؟

یهود واژه ای عبری به معنای ستوده و صفتی اکتسابی است که بر ساکنان یهودیه اطلاق میشود و

یهودیه قسمتی از سرزمین اسراییل است که سبط یا قبیله ی یهودا در آن زندگی می کردند با این حال

برخی معتقدند در گذشته همه بنی اسرائیل نیز به این نام خوانده میشدند و در ایران از عنوان

"جهود" و"کلیمی" یعنی"پیرو موسی" نیز برای نامیدن یهودیان استفاده میشود

بنا به گفته ی تورات یعقوب(علیه السلام) دو همسر داشت که از آنها صاحب دواده فرزند به نامهای : رئوبن-شمعون-لاوی-یهودا-یساکار-زبولون-دان-نفتالی-عاشر-گاد-یوسف و بنیامین شد که به بنی اسرائیل معروفند بنابراین فردی اسرائیلی خوانده میشود که از سلاله یعقوب و فرزندانش باشد

و اسرائیل به معنای : " آن که با ال(خدا) کشتی گرفت" (!!!!!!!) 

و " آ نکه بر ال(خدا) پیروز شد"  (!!!!!!!!!!)

و " آنکه همراه ال (خدا)حکمروایی کرد"  (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

میباشد

منبع مطالب: کتاب صهیون

 :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::ک

سلام دوستای خوبم...امروز رفته بودم بازار..چندتا کتاب دیگه گرفتم

۱/یا زهرا(برا فاطمه دوستمه)

۲/رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

۳/صهیون

۴/سرزمین تاریکی ها (نقدی بر عملکرد بهائیت)

گفتم بیام این کتابا رو به شماهم معرفی کنم...

از کتاب صهیون خیلی خوشم اومده ..سعی میکنم مطالبشو بذارم..اینم اولیش بود..

البته این کتابو برا معلمم گرفتم برا روز معلم..از بس این اواخر موضوع بحث ما آرماگدون شیطون پرستا بودن گفتم ی کتاب بگیرم بنظر من هیچ هدیه ای با ارزشتر از کتاب نیس...

امروز که با فاطمه رفته بودم بیرون ی اتفاقی افتاد منفجر شدیم از خنده....واسه ما که خنده دار بود شاید تعریف کنم شما خندتون نگیره جالبیش تو همون لحظه بود...اما الان نمیتونم شرمنده ایشالا فردا میام تعریف میکنم..

فعلا من برم با اجازه چشمام باز نمیشه تا الانم قاچاقی بیدارم...

 

در پناه حق