سلام امروز امتحان جغرافی دادیم پدرم در اومد تا ی دور زدم ۹درس از استان ۹درس از جغرافی

تا ساعت ۷وربع داشتم میخوندم بعدم حامدو گذاشتم ببرم اینقد ه استرس داشتیم هممون که بجای گریه میخندیدیم آخه قیافه هرکیو که میدیدی نمیتونسنتی استرسشو ببینی و دلت براش بسوزه خندت میگرفت

چند دقیقه قبل از امتحان به بچه ها میگفتم ما که خوب بلدیم هیچم نزدیک نیس که گریه کنیم میدونی خودت خووو

بعد کلی دیونه بازی گفتیم خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است کار من از گریه گذشتست از آن میخندم

خیلی خنده دار بود شیدا چشاش به سرخی میزد از استرس اما میخندید صداشم خنده دار شده بود خودم که ویبره میرفتم از استرس

دیروز که داشتم قران میخوندم دو تیکه ا ز دو آیه بود که خیلی خوشم اومده

ان الله یحب المتوکلین---حسبنا الله و نعم الوکیل

مخصوصا دومیه..همینو گفتم آروم شدم بخدا قران خیلی قشنگه

 هر وقت میخونم از معنیش شارژ میشم از بس قشنگه..

امتحانمو خوب دادم یا ۲۵صدم یا نیم نمره اشتباه دارم که خانوم بم میده ..

خوب چیی کنم  خیلی حجمش زیاد بود جملاتشم اعصاب آدمو خورد میکنن

اما من شکر لطف خدا نکردم کاری کردم که از خودم بدم میاد...

خدایا ببخش منه رو سیاهو غلط کردم که رو قسمم نایستادم خودتم میدونی من قصد بدی نداشتم..

در هر صورت غلط کردم

خدا شکرت به خاطر لطفتت خدا ببخش بخاطر نفهمی من...