وصیتنامه ی مردی از مردان خدا
دوسش دارم حواسمون باشه که این وصیت نامس یعنی حرفای آخر و آدم همیشه سعی میکنه حرفای آخرشو درست بزنه و هرچی که بهش رسیده و میخواد مام برسیم تو قالب جمله میگه خوب وصیتنامه ی ی شهید یعنی چکیده ی زندگیش یعنی چجوری طی کردن راه تا به عشق رسیدن
توی وصیت نامه شهدا معموالا این چند تا نکته خیلی به چشم میخوره
۱- تواضع ۲-خلوص ۳-عشق به خدا ۴-عشق به ائمه ۵- عشق به خانواده ۶-عشق به ولی
فقیه
اولين وصيت نامه شهيد همت:
به تاريخ 19/10/59 شمسي ساعت 10:10 شب چند سطري وصيت نامه مي نويسم : هر شب ستاره اي را به زمين مي كشند و باز اين آسمان غم زده غرق ستاره است ، مادر جان مي داني تو را بسياردوست دارم و مي داني كه فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهيدان داشت.مادر، جهل حاكم بر يك جامعه انسانها را به تباهي مي كشد و حكومت هاي طاغوت مكمل هاي اين جهل اند و شايد قرنها طول بكشد كه انساني از سلاله پاكان زائيده شود و بتواند رهبري يك جامعه سر در گم و سر در لاك خود فرو برده را در دست گيرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داري كه من براي يك اطلاعيه امام حاضر بودم بميرم ؟ كلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سينه و وجود گنديده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهيد برايم دعا كنند تا شايد خدا من روسياه را در درگاه با عظمتش به عنوان يك شهيد بپذيرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهاي سازش كار و بي تفاوت و متاسفانه جواناني كه شناخت كافي از اسلام ندارند و نمي دانند براي چه زندگي مي كنند و چه هدفي دارند و اصلا چه مي گويند بسيارند. اي كاش به خود مي آمدند. از طرف من به جوانان بگوئيد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخيزيد و اسلام را و خود را دريابيد نظير انقلاب اسلامي ما در هيچ كجا پيدا نمي شود نه شرقي - نه غربي؛ اسلامي كه : اسلامي ... اي كاش ملتهاي تحت فشار مثلث زور و زر و تزوير به خود مي آمدند و آنها نيز پوزه استكبار را بر خاك مي ماليدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب كرده و چندين سال طول مي كشد تا بتواند كم كم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بيرون ببرد ولي روشنفكران ما به اين انقلاب بسيار لطمه زدند زيرا نه آن را مي شناختند و نه باريش زحمت و رنجي متحمل شده اند از هر طرف به اين نو نهال آزاده ضربه زدند ولي خداوند، مقتدر است اگر هدايت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگي را دوست دارم ولي نه آنقدر كه آلوده اش شوم و خويشتن را گم و فراموش كنم علي وار زيستن و علي وار شهيد شدن, حسين وار زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست مي دارم شهادت در قاموس اسلام كاري ترين ضربات را بر پيكر ظلم، جور،شرك و الحاد مي زند و خواهد زد. ببين ما به چه روزي افتاده ايم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار كشيده است ولي چاره اي نيست اينها سد راه انقلاب اسلاميند ؛ پس سد راه اسلام بايد برداشته شودند تا راه تكامل طي شود مادر جان به خدا قسم اگر گريه كني و به خاطر من گريه كني اصلا از تو راضي نخواهم بود. زينب وار زندگي كن و مرا نيز به خدا بسپار ( اللهم ارزقني توفيق الشهادة في سبيلك) .
و السلام؛
محمد ابراهيم همت
**دومين وصيت نامه شهيد همت:
به نام خدا
نامي كه هرگز از وجودم دور نيست و پيوسته با يادش آرزوي وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسين(ع) سالار شهيدان اسوه و اسطوره بشريت.
مادر گرامي و همسر مهربانم پدر و برادران عزيزم!
درود خدا بر شما باد كه هرگز مانع حركتم در راه خدا نشديد.چقدر شماها صبوريد.خودتان مي دانيد كه من چقدر به شهيدان عشق مي ورزيدم غنچه هايي كه(كبوتراني كه)هميشه در حال پرواز به سوي ملكوت اعلايند.الگو و اسوه هايي كه معتقد به دادن جان براي گرفتن بقا (بقا و حيات ابدي)و نزديكي با خداي چرا كه «ان الله اشتري من المومنين».
من نيز در پوست خود نمي گنجم.گمشده اي دارم و خويشتن را در قفس محبوس مي بينم و مي خواهم از قفس به در آيم.سيمهاي خاردار مانعند.من از دنياي ظاهر فريب ماديات و همه آنچه كه از خدا بازم مي دارد متنفرم(هواي نفس شيطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادراني كه در عمليات شهيد مي شدند از قبل سيمايشان روحاني و نوراني مي شد و هر بي طرفي احساس مي كرد كه نوبت شهادت آن برادر فرا رسيده است.
عزيزانم!اين بار دوم است كه وصيت نامه مي نويسم ولي لياقت ندارم و معلوم است كه هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در اين راه افتادم و پس از پيروزي انقلاب نيز سپاه را پناهگاه خوبي براي مبارزه يافتم ابتدا در گيري با ضد انقلاب و خوانين در منطقه شهرضا (قمشه)و سميرم سپس شركت در خوزستان و جريان كروهك ها در خرمشهر پس از آن سفر به سيستان و بلوچستان (چابهار و كنارك)و بعدا حركت به طرف كردستان دقيقا دو سال در كردستان هستم .مثل اين است كه ديگر جنگ با من عجين شده است.
خداوند تا كنون لطف زيادي به اين سراپا گنه كرده و توفيق مبارزه در راهش را نصيبم كرده است.اكنون من مي روم با دنيايي انتظار انتظار وصال و رسيدن به معشوق.اي عزيزان من توجه كنيد:
*1-اگر خداوند فرزندي نصيبم كرد با اينكه نتوانستم در طول دوراني كه همسر انتخاب كردم حتي يك هفته خانه باشم دلم مي خواهد او را علي وار تربيت كنيد.
همسرم انسان فوق العاده ايست او صبور است و به زينب عشق مي ورزد او از تربيت كردن صحيح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پيدا كرده است .اگر پسر به دنيا آورد اسم او را مهدي و اگر دختر به دنيا آورد اسم او را مريم بگذاريد.چون همسرم از اين اسم خوشش مي آيد.
*2-امام مظهر صفا پاكي و خلوص و دريايي از معرفت است .فرامين او را مو به مو اجرا كنيد تا خداوند از شما راضي باشدزيرا او ولي فقيه است و در نزد خدا ارزش والايي دارد.
*3-هر چه پول دارم اول بدهي مكه مرا به پيگيري سپاه تهران (ستاد مركزي)بدهيد و بقيه را همسرم هر طور خواست خرج كند.
*4-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشيدن به راه شهيدان و استعانت به درگاه خداوند است تا اين انقلاب را به انقلاب حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) وصل نمايد و در اين تلاش پيگير مسلما نصر خدا شامل حال مومنين است.
*5-از مادر و همه فاميل و همسرم اگر به خاطر من بي تابي كنند راضي نيستم.مرا به خدا بسپاريد و صبور و شجاع باشيد.
حقير حاج همت
يادش و خاطرش گرامي باد
چند تا عکس میذارم از حاجی ...بچه ها حس شما درباره ی چشمای حجای همت چیه؟؟؟من که چشماشو خیلی دوس دارم نمیدونم چرا هروقت به چشماش نگاه میکنم غم عالم میریزه تو دلم و دوس دارم گریه کنم
خوب طبیعیه مگه میشه خدایی به اون با سلیقگیو رو خاطر خواه چشای خودش بکنه و ما که آدمیم عاشق چشماش نشیم؟؟؟

مخصوصا تو این عکس چشماش...نمیدونم چطور بگم

بذارین از نزدیکترم بذارم براتون
هاااا اینه چشماش چطوریه خدا چه سری تو این چشماس؟نمیدونم شاید مسخرم کنید شاید فقط من این حسو دارم اما نه فک کنم خیلی از کسایی که حاجی رو دوس دارن متوجه نگاهش و چشماش شدن؟؟






دوران سربازی








دومی از سمت راست چقدر شبیه حمید فرخ نژاده..اصلا انگاری خودشه؟؟








اینم عکس مزارشونه

حاج محمد ابراهیم همت به تاریخ 12 فروردین سال 1334 در «شهرضا» به دنیا آمد و به تاریخ 23 اسفند 1362 در جزایر مجنون بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ به شهادت رسید. وی در زمان شهادت ، فرماندهی لشکر 27 محمد رسول الله را بر عهده داشت
ماجرای عاشق شدن و ازدواج شهید همتو خوندین؟؟؟؟؟
اینقدهههه باحاله بهتون اطمینان میدم خیلی قشنگتر و باحال تر از عشقاییه که دنبالشونیم و همش
هوسو با عشق قاتی میکنیم و فک میکنیم نسل قدیم از این عشقا نداشتن یا رزمنده ها عاشق نمیشدن
اصلا داستان عاشقیش واسه خودش رمانیه اصلا عاشقیم عاشقیای قدیم براتون میذارم میخواستم امشب بذارم اما پیداش نکردم
با گوشی رفته بودم بعد اینقد خوشم اومد که نصفه شب که چه عرض کنم دم صبح اومدم براشمام بذارمش که متاسفانه پیداش نکردم سایت درحال بروز رسانی بود نمیشد بذارم...
همت کنیم و همراه حاج همت مسیرو بریم

فعلا خداحافظتون![]()
یادمان باشد.....