باز هم نا..برده رنج
سلام اومدم چند تا عکس از سریال مورد علاقم بذارم خدایی فک کنم ای ن قشنگترین سریالی بود که
دیدم بقول عماد پاش ذوق مرگ شدم


این قسمت خیلی باحال بود نه؟

دلم میخواد خودمو خفه کنم تو این چند قسمت رفته بودیم مشهد به دختر عموم گفتم برام ظبط کنه
همه رو نصفه ظیط کرده نزنم لهش کنم؟؟؟؟بذار بیاد خونمون حیف اون دستبند خوشکل که من براش برا
تشکر آوردم







وای چقد خندیدم اینجا که جابر هی میگفت به مرضیه بگو اسدم هی چش غره میرف

این قسمتم عروسی بودیم هرچی زدم تو سر و کلم بابام نذاشت بمونم خونه فلشو زدمو رفتم وقتی
برگشتم دیدم با اینکه فلش نصفش خالیه اما کامل ظبطش نکرده فلشم معلوم نیس چش شده فلش
خواهرم مظلوممو اشغال کردم هی چی چنبره زدم رو فلشش
بقول خانوم شیرزاد
واقعااااااااااااااااا؟




من زیاد اهل رمان نیستم ولی دوست خواهرم چند تا زده رو گوشیم دارم میخونم از همه بهتر مهرو
مهتاب بود پسره مجروح شیمیاییه وقتی خاطرات جبهشو میگفت خیلی خوشم میومد حتما براتون اون
تیکه ها رو میذارم اولین رمانی بود که چند قطره اشک ریختم پاش
راستی چند تا عکس از نشستشون با خبرگزاری مهرم دارم میخواین بذارمشون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یادمان باشد.....